حدیث روز/ با شخصیت ترین فرد از منظر امام حسین(ع)

قيلَ لِلْحُسَيْنِ بن علي - عليه السلام - : مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟ قالَ: مَنْ لَمْ يُبالِ الدُّنْيا في يَدَيْ مَنْ كانَتْ.

از امام حسين - عليه السلام - سؤال شد: با شخصيّت ترين افراد چه كسي است؟ حضرت در جواب فرمود: آن كسي است كه اهميّت ندهد كه دنيا در دست چه كسي مي باشد.

«تنبيه الخواطر، ص 348»

عار بهتر است یا نار؟

در جنگ جمل ، طلحه و زبير بيعتشان را با علي شکستند! علي(علیه السلام) وقتي که با آنها روبه رو شد، زبیر را صدا زد که زبير، بيا کارت دارم!
حضرت خودش را خلع سلاح کرد و با لباس عادی جلو رفت! امّا زبير با همان پوشش مسلحانه اش جلو آمد.

علی(علیه السلام) به زبیر فرمود: چرا به جنگ من آمده اي؟ او هم پاسخی داد که مورد بحث  نیست. بعد علي(علیه السلام) گفت: اين مطلبی را که مي گويي، دروغ است!

زبیر هم نتوانست حرف حضرت را انکار کند!

یعنی زبیر پذیرفت که دلیلش برای جنگ با علی، دروغ و خلاف واقع است. لذا محکوم شد که ادعايش دروغ است.

بعد اميرالمؤمنين به زبیر گفت: من می خواهم جرياني را برايت يادآوري کنم؛ روزی به دیدار پیغمبر آمده بودی و حضرت سوار بر مرکب بود. همین که چشم حضرت به من افتاد، سلام کرد. يعني پیغمبر پیش از من، به من سلام کرد. تو آنجا خنديدي و گفتی: يارسول الله؛ علي از تکبّرش دست بر نمي دارد! یادت هست که پیغمبر فرمود: علي اصلاً تکبّر ندارد. بعد رو به تو کرد و فرمود: آيا علی را دوست داري؟ تو هم گفتي: به خدا قسم که او را دوست مي دارم! بعد پيغمبر به تو فرمود: والله که روزی از روی ظلم با او خواهی جنگید. یادت هست؟!

زبیر نتوانست انکار کند و همینکه ماجرا را شنید، گفت: «استغفرُالله ربّي و اتوب و اليه» من اين ماجرا را فراموش کرده بودم. اگر اين جریان يادم بود، به جنگ با تو نمي آمدم؛ولي چه کار کنم که کار از کار گذشته، دو لشگر مقابل هم صف کشيده اند و بيرون رفتن از جنگ براي من عار است!

امیرالمومنین علیه السلام به او فرمود: عار بهتر از نار نيست؟!

زبير هم برگشت و رفت. عبدالله پسرش جلو آمد و گفت: اين صحبت ها چه بود؟ زبیر هم گفت: علي(علیه السلام) مطلبی را به ياد من آورد که فراموش کرده بودم؛ من ديگر دست از جنگ برداشتم و به جنگش نمي روم. برای همین کناره گيري کرد و رفت.

اين چه تفکّري بود که زبیر را به این نتیجه رساند که صحنه را ترک کند و برود؟ چرا زبیر وقتی فهمید این کارش باطل است، رفت و همراه علی نشد؟!  برای اینکه فکر می کرد آدم می تواند نه با حق باشد و نه با باطل؛ خیال می کرد اینطوری می تواند خودش را نجات دهد.
درست است که با ترک میدان جنگ، به شقاوت رویارویی با امیرالمؤمنین دچار نشد، ولی این آخر کار نبود. یعنی حتّی با این کار، به راه حق نرفت؛ چون انسان يا با حق است و در راه درست، یا با باطل است و در گمراهی!
لذا همینکه با حق نباشی، بر باطلی؛ همان طور که با علی بودن، یعنی بر باطل نبودن.

از مباحث مرحوم حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی

وهابی ها معتقدند که مادر امت اسلامی، هند جگر خوار است

حجت الاسلام و المسلمین اکبر‌روستایی در برنامه شب آسمانی که از شبکه قرآن و معارف سیما بر روی آنتن رسانه ملی می رود گفت: اضطرابی در میان وهابی ها ایجاد شده است و این اضطراب به دلیل این است که در میان شیعیان و دوستداران اهل بیت موجی جدی برای مقابله با شبهات ان ها به وجود امده است.
این کارشناس مذهبی اظهار داشت: قدمت شبهات وهابیت و پیشینه این مدل شبهات به قدمت بنی امیه بر می گردد و ما اثر انگشت بنی امیه را در جای جای این شبهات می بینیم. نوع این شبهات را در طایفه بنی امیه و گروه بنی امیه می توان مشاهده کرد مانند نهی زیارت،نهی گریه و توسل به ائمه اطهار علیهم السلام.

وی افزود: بعد از سقوط بنی امیه و ابتدای بنی عباس تا ابتدای قرن دوم هجری این شبهات مطرح شد اما با آغاز بنی عباس چون آن ها با شعار الرضا من آل محمد وارد صحنه سیاست می شوند نمی توانستند این گونه شبهات را صراحتا وارد کنند اما در قرن چهارم که آرام آرام بنی عباس رو به انحطاط می رود و شخصیتی به نام ابن بطه روی کار می آید این شبهات نیز دوباره پر رنگ می شود البته قبل از آن نیز فردی به نام حسنی علی بربهاری شبهات را بیان می دارد.
حجت الاسلام و المسلمین روستایی در ادامه مطلب بعضی از اعتقادات بربهاری را مطرح کرد و گفت: بربهاری عده ای را بر در مسجد می گذاشت تا اگر شافعی ها به مسجد آمدند آن ها را کتک بزنند زیرا این ها به عزاداری اهل بیت می رفتند و در برهه های بعد می بینیم که همین بر بهاری ها برای زائران امام حسین(ع)مشکل ساز بودند و نمی گذاشتند کسی به زیارت امام برود.

وی ادامه داد: وهابی ها گرایش اهل حدیث هستند و جمود بر الفاظ قرآن و احادیث دارند و سرمنشأ این ها احمد بن حنبل و طلایه دار وهابیت است ابن بطه هم دوباره حرف های بر بهاری را تکرار کرد و علما اهل سنت هم با آن ها مبارزه می کردند
این پژوهشگر دینی افزود:در قرن هفتم کسی بر روی کار می آید به نام ابن تیمیه که دائم به شبهه افکنی می پردازد اما شبهاتش آن قدربی منطق بوده است که حتی علمای حنبلی عصر خود فتوا به کفرش دادند.بعد از ابن تیمیه این قدر ردیه بر نظرات او زیاد است که تا 5 قرن این شبهات در سکوت می ماند و پرونده آن ها بسته می شود تا این که در سال 1115 محمد بن عبدالوهاب در خانواده ای حنبلی به دنیا می آید و شروع به مطالعات درباره پیامبران دروغین می کند اما با مخالفت پدرش رو به رو می شود و در نهایت پس از مرگ پدرش با تلاش بسیاربه بیان و ایجاد و تبلیغ شبهات می پردازد.
وی پس از بیان تاریخچه مختصری از شکل گیری وهابیت به بیان عکس العمل های شبکه های معاند و وهابی ها نسبت به برنامه شب آسمانی می پردازد و می گوید:این شبکه ها اخیرا با تولید برنامه ای در رد شبهاتشان بسیار عصبانی شده اند و حتی در اخبار شبکه شان این را مطرح نموده اند. ما در بعضی شبکه های دیگر نیز مطالبی را بیان نموده ایم و آن ها را دعوت به مناظره کرده‌ایم اما حتی دریغ از یک جواب.
حجت الاسلام و المسلمین روستایی تصریح کرد:یک کارشناس وهابی که در لندن مستقر است در شبکه المستقله در رابطه با پاسخگویی به این شبهات گفته است برادرهای وهابی خواب اند .ای برادران وهابی فکر میزها و صندلی هایتان باشید به فکر قصرهایتان باشید.این اضطراب به این دلیل است که در بین شیعه و دوستدارن اهل بیت موجی جدی ایجاد شده است.
وی در پایان خاطر نشان کرد:در زمان پیامبر (ص)هند جگر خوار سینه حضرت حمزه سیدالشهدا را شکافت و امروز دیدیم که یک وهابی در سوریه سینه سرباز را می شکافد و همان کار را تکرار می کند ما جز این ویترین نمی توانیم ویترین دیگری از وهابی ها سراغ داشته باشیم آن ها اعتقاد دارند که مادر امت اسلامی باید هند جگر خوار باشد.

وجه مشترك انبياء و امــــــــــــام

وجه مشترك انبياء و امــــــــــــام

از آیات و روایات، به ویژه از روایات نقل شده از امام رضا(ع) استفاده می‌شود كه پیامبر و امام دارای ویژگی‌های مشتركی هستند كه در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود. در آغاز، دو حدیث از امام رضا(ع) استفاده می‌شود كه بیشتر صفات پیامبر(ص) در امام وجود دارد، ذكر می‌كنیم. امام رضا(ع) می‌فرمایند:
«امامت مقام پیغمبران، میراث اوصیاء، خلافت الهی، جانشینی رسول خدا(ص)، مقام امیرالمؤمنین و یادگار حسن و حسین(ع) می‌باشد».
به راستی امامت زمام دین، مایه نظام مسلمانان، صلاح دنیا و عزّتمندی مؤمنان است. همانا امامت ریشه اسلام بالنده و شاخه بلند آن است. كامل شدن نماز، زكات، روزه، حج، جهاد و فراوانی غنایم و صدقات و اجرای حدود و احكام و نگه‌داری مرزها و اطراف كشور، به وسیله امام انجام می‌گیرد. امام است كه حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می‌كند و حدود الهی را برپا داشته و از دین خدا دفاع می‌كند و با بیان حكمت‌آمیز و اندرزهای نیكو و دلیل‌های رسا، مردم را به سوی پروردگار خویش دعوت می‌كند.1
اوصافی كه امام رضا(ع) برای امام بیان می‌كند، نشان می‌دهد باید ویژگی‌های پیامبر در امام باشد تا به اوصاف یاد شده در این روایت متّصف شود. در این روایت، امامت، مقام پیامبران به ویژه جانشینی رسول خدا(ص) ذكر شده است و روشن است كه صفات پیامبر و ویژگی‌های رسول خدا(ص) ـ به استثنای ویژگی‌های خاص ـ باید در امامت باشد تا «مقام پیامبران» و «جانشینی رسول خدا(ص)» بر آن صدق كند. اگر امامت دارای صفات پیامبران و ویژگی‌های رسول خدا(ص) نباشد، بر آن، «مقام پیامبران» و «جانشینی رسول خدا(ص)» صدق نمی‌كند. از سوی دیگر، ویژگی‌های دیگری كه در این روایت برای امام ذكر شده، مانند آنكه نماز و زكات به وسیله او كامل می‌شود و ...، ویژگی‌هایی است كه امام بدون صفات پیامبر، نمی‌تواند دارای آنها شود و آن برنامه‌ها را عملی سازد؛ زیرا تحقّق كامل موارد یاد شده بر علم كامل و تقوای فوق‌العاده (عصمت) وابسته است و این دو صفت تنها در پیامبر و شبیه به پیامبر (امام) وجود دارد. اگر امام دارای علم كامل و عصمت نباشد، نمی‌تواند ویژگی‌های یاد شده را داشته باشد، بنابراین هرگاه امام دارای ویژگی‌های پیامبر نباشد، به اوصاف یاد شده متصف نخواهد شد.
همچنین ایشان در حضور شیعیان، متكلّمان و دانشمندان «كوفه» كه در میان آنان دانشمندان یهود و نصارا نیز حضور داشتند، فرمودند: «بدانید امام بعد از محمّد(ص) تنها كسی است كه برنامه‌های او را تداوم بخشد، هنگامی كه امر (امامت) به او می‌رسد»2.

ادامه نوشته

راز مهلت خواستن امام حسین(علیه السلام) برای نماز

امام حسين(علیه السلام) با همه سابقه اي كه در طول عمر شريف خود در نماز و عبادت داشت، عصر تاسوعا از برادرش حضرت ابوالفضل(علیه السلام) خواست يك شب از امويان مهلت بگيرد تا در آن يك شب فقط دعا، نماز، تلاوت قرآن، استغفار و راز و نياز باخدا داشته باشد؛ «فهو يعلم أنّى كنت قد اُحبّ الصّلاة له وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار». لذا بعد از صحبت ها و اتمام حجت هايي كه با اصحاب خودش كرد به خيمه خود برگشت و تمام آن شب را به نماز و استغفار و دعا و تضرع گذراند؛ «ورجع(عليه السلام) إلي مكانه فقام ليلته كلّها يصلّى ويستغفر ويدعو ويتضرع».

چنان كه اصحاب آن حضرت نيز اين چنين بودند؛ «وقام أصحابه كذلك يصلّون ويدعون ويستغفرون».آنها در آن شب در جوار امام حسين(علیه السلام) همانند زنبورعسل،شهد شيرين شهادت را مزمزه و نام خدا را در حال ركوع و سجود و قيام و قعود زمزمه مي كردند؛ «لهم دوىّ كدوىّ النحل ما بين راكع وساجد وقائم وقاعد».

در ظهر عاشورا كه تنور جنگ به شدت گرم و درگيري و نبرد به نهايت درجه حدّت خود رسيده بود، وقتي صحبت از نماز شد، به فكر اقامهٴ نماز افتاد و فرمود: «ذكرت الصّلاة جعلك الله من المصلّين نعم هذا أوّل وقتها ثم قال: سلوهم أن يكفّوا عنّا حتي نصلّى»؛ نماز را به يادمان آوردي خدا تو را از نمازگزاراني قرار دهدكه به ياد او هستند، بله اكنون اول وقت آن است، از دشمنان بخواهيد كه دست از جنگ بشويند تا نمازمان را بخوانيم. و چون آنها حاضر به تعطيل كردن جنگ نشدند، سعيدبن عبدالله حنفي و زهيربن قين پاسداري از جان امام(علیه السلام) در حال نماز را به عهده گرفتند و در نهايت، اين دو شهيد سعيد فداي نماز شدند. اين نماز سه خصوصيت برجسته داشت: جماعت، اول وقت بودن، علني بودن.

با آن كه امام حسين(علیه السلام) مي توانست اين نماز را به صورت انفرادي، اندكي ديرتر و در خيمه بخواند، ولي چنين نكرد و آن را با سه خصوصيت ذكرشده بجا آورد. لذا در غالب زيارتهاي آن حضرت «أشهد أنّك قدأقمت الصّلاة» به عنوان يكي از نقاط برجستهٴ زندگي آن حضرت ذكر مي شود

5 پیامبر که با امام حسین(ع) رجعت می‌کنند

تمام پیامبران از آدم تا پیامبر اکرم(ص) به دنیا باز می‌گردند، امام صادق(ع) می‌فرماید: خداوند هیچ پیامبری را از حضرت آدم تا خاتم مبعوث نکرد، مگر اینکه به دنیا باز می‌گردند، دین را یاری کنند و با دشمنان بجنگند، همچنین بر رجعت پیامبر اکرم(ص) روایات معتبری دلالت دارند.

در روایات اسلامی عنوان شده است که 4 دسته از افراد همراه با امام مهدی(عج) باز می‌گردند و امام را یاری می‌کنند. امام حسین(ع) یکی از رجعت‌کنندگان است که 5 تن از پیامبران نیز ایشان را همراهی می‌کنند.

معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست، اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث همدلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

پژوهشکده مهدویت در کتاب «مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها» به برخی از شبهات اینگونه پاسخ می‌دهد:

پیامبری که همراه با امام حسین(ع) رجعت می‌کند

*رجعت‌کنندگان چند دسته‌اند؟

می‌توان گفت به طور کلی چهار دسته از مردم رجعت می‌کنند:

ادامه نوشته

چرا مسیحیان امام حسین را دوست دارند؟

«پدر، پسر، روح‌القدس» عنوان کتابی است از حجت‌الاسلام و المسلمین زائری. این روحانی ِ پژوهشگر در کتاب «پدر، پسر، روح‌القدس» -که به نوعی ماحصل زندگی او در کشور لبنان و در بین مسیحیان این منطقه است- به مقوله تجلی عشق علوی و شور حسینی در آثار نویسندگان،‌ اندیشمندان و شاعران مسیحی پرداخته است. در ادامه بخش‌هایی از مطالب و آثاری که نویسندگان مسیحی در رثای سید و سالار شهیدان تالیف کرده‌اند را می‌خوانیم:

ای سرور شهادت، شعر چه ارزشی دارد اگر حامل پیام ارزش‌ها نباشد، اینگونه یاد و نام تو نه تنها فخر قهرمانان است بلکه ای حسین، تو در خاطر خدای جای داری... و ای کربلا خاک تو معطر به خون پاکی آبیاری شد که با عزت و شرافت کودکانی از آن می‌رویند که در فلسطین مقاوم هست که با هر متجاوز به حق می‌ستیزد. فروغ پیروزی میان قطرات اشک در چشم این کودکان می‌درخشد.

آفرین بر تو یا حسین، اینان کودکان و نوادگان تواند که در ایستادگی و قیامشان جاودانه شده‌ای. پیامت در جگرهایشان حک شده است.

در تو می‌نگرم که میان میدان ایستاد‌ه‌ای؛ چون قهرمانی که از بهشت آمده و فراتر از انسان‌ها همه با شر و نادرستی می‌ستیزد. چونان شیر ایستادی و چون گرگان گرسنه و شغالان گردت را گرفتند. آفرین بر مرگی که عظمت دین را در خود دارد. آنان دغدغه‌ای جز سلب خلافت نداشتند اما تو نگران دین بودی. در یک دست شمشیر داشتی و در یک دست قرآن. در تمام روزگار نام تو رمز ایثار و شهادت شد و نام آنان رمز کفر.  و ای حسین، امروز یاد تو در دل‌هایمان چون آیات الهی جاودانه است.

جرج زکی الحاج – شاعر و نویسنده مسیحی و استاد دانشگاه / قصیدة‌الحسین؛ ص 22
ادامه نوشته

حدیث روز/ سخن امام سجاد(ع) درباره جایگاه سالمندان و کودکان در جامعه

 امام سجاد علیه السلام فرمودند: از حقوق همکیشان و همدینان تو بر تو آن است که در دل خود براى آنان سلامت و رحمت بخواهى، و با بد کار ایشان مهربان باشى.
و آنان را به خود نزدیک سازى، و به اصلاحشان بپردازى، و از نیکوکارشان سپاسگزارى کنى، و از رسیدن آزار به ایشان جلوگیرى، و آنچه را براى خود دوست می‌‏دارى براى آنان دوست بدارى، و آنچه را به خود نمی‌پسندى به آنان نپسندى.
و این که (در نگاه تو) پیرمردانشان همانند پدرت، جوانانشان به سان برادرت، پیرزن هایشان همانند مادرت و کودکانشان همسان فرزندانت باشند.

متن حدیث: 

و حقّ أهل ملّتک إضمار السّلامة و الرّحمة لهم، و الرّفق بمسیئهم، و تألّفهم، و استصلاحهم، و شکر محسنهم، و کفّ الأذى عنهم، و تحبّ لهم ما تحبّ لنفسک، و تکره لهم ما تکره لنفسک، و أن تکون شیوخهم بمنزلة أبیک، و شبابهم بمنزلة اخوتک، و عجائزهم بمنزلة أمّک، و الصّغار بمنزلة أولادکو أن یکون شیوخهم بمنزلة أبیک، و شبابهم بمنزلة اخوتک، و عجائزهم بمنزلة أمّک، و الصّغار بمنزلة أولادک.

«الفقیه،جلد2،صفحه 625 - خصال جلد 2»

روزه درمان سرطان است

به گزارش  «خبرگزاری فرانسه»، براساس یک مطالعه دانشگاهی آشکار شد که گرفتن روزه در درمان بیماری سرطان بسیار موثر تر از روش های شیمی درمانی است.
این مطالعات نشان می دهد روند روزه داری بدون به کار گیری شیمی درمانی به ممانعت از رشد سلولهای سرطانی کمک می کند که نمونه آن در سرطان های سینه، ملانوم و تومورهای مغزی مشاهده شده است.
براساس تحقیق دیگری ده بیمار مبتلاء به سرطان که روزه داری در پیش گرفتند متوجه شدند که از عوارض ناشی از شیمی درمانی رنج نمی برند.
در طول روزه داری سلولهای سرطانی گلوکز خون را تامین می کنند که همین امر به تدریج باعث مرگ سلولهای سرطانی می شود.
به گفته پزشکان تغذیه سلولهای بدن از سوی سلولهای سرطانی باعث از بین رفتن توان آنها برای انتشار می شود و از همین رو روزه داری به جای شیمی درمانی باید به کار گرفته شود.
در جای دیگر پزشکان تاکید دارند که روزه داری و شیمی درمانی یکباره می تواند بسیار موثر تر عمل کند.

حدیث روز/ گذشت امام حسین

قالَ الاْمامُ الْحُسَيْن - عليه السلام - : لَوْ شَتَمَني رَجُلٌ في هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمي إلي الْيُمْني، وَ اعْتَذَرَ لي في الاُْخْري لَقَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ، وَ ذلِكَ أَنَّ أَميرَ الْمُؤْمِنينَ - عليه السلام - حَدَّثَني أَنَّهُ سَمِعَ جَدّي رَسُولَ اللهِ (صلي الله عليه وآله)يَقُولُ: لا يَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ يَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل.

امام حسين - عليه السلام - فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم كه شخصي مرا دشنام مي دهد و سپس معذرت خواهي او را بفهمم، از او مي پذيرم و گذشت مي نمايم، چون كه پدرم اميرالمؤمنين علي - عليه السلام - از جدّم رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) روايت نمود: كسي كه پوزش و عذرخواهي ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.

«إحقاق الحقّ، ج 11، ص 431»

ثواب زیارت اموات

در خصوص لزوم تسلیت به بازماندگان اموات و زیارت آنها مطالبی را از کتاب ارزشمند "مفاتیح الحیاة" اثر ایت الله جوادی آملی مرور می کنیم:
بازماندگان میت نیازمند یاری و آرامش روحی اند و قبل از همه خدا به مصیبت دیدگان تسلی داده و فرموده است: "و صابران را بشارت ده؛ آنان که هر گاه مصیبتی بر آنان وارد می شود می گویند:" انّا لله و انا الیه راجعون"؛ همان کسانی که درودهای خدا و رحمت او بر ایشان است و همانان اند که هدایت یافته اند".(1)


لزوم تسلیت (دلداری)
امام صادق (ع) فرمودند: دلداری لازم پس از خاکسپاری است.(2)
حضور: امام صادق (ع) فرمود: برای تسلیت همین بس که مصیبت دیده تو را (در مراسم) ببیند.(3)
دلداری زبانی: امام صادق (ع) نزد مصیبت دیدگانی رفتند و فرمودند: خدا ضعف شما را جبران کند به شما دلداری نیکو دهد و درگذشته شما را رحمت کند؛ آن گاه برگشت. (4)
اطعام مصیبت دیده: امام صادق (ع) فرمودند: پس از شهادت جعفر بن ابی طالب رسول خدا (ص) به فاطمه (س) فرمان داد تا همراه زنان نزد همسرش اسماء بنت عمیس بروند و نزد وی بمانند و سه روز برای او غذا بپزند.(5)
امام صادق (ع) فرمودند: سزاوار است همسایگان مصیبت دیده، به جای او سه روز اطعام کنند.(6)


پاداش تسلیت
رسول خدا (ص) فرمودند: هر کس مصیبت دیده ای را دلداری دهد پاداشی همانند مصیبت دیده دارد، بی آنکه خدا از اجر صاحب عزا چیزی بکاهد.(7)
ابراهیم از پروردگارش پرسید: ای پروردگار من! ... پاداش آن که غمدیده ای را برای رضای تو به صبر وارد چیست؟ فرمود: وی را لباسی از ایمان می پوشانم که با آن در بهشت ماوا گزیند و با آن از آتش در امان بماند.(8)
رسول خدا (ص) فرمودند: کسی که غمدیده ای را دلداری دهد در قیامت حله ای بر وی پوشانده می شود که مایه آراستگی اوست.(9)
امیرمومنان(ع) فرمودند: کسی که فرزند مرده ای را تسلیت دهد خدا او را در سایه عرشش جای دهد در روزی که سایه ای جز آن سایه نیست. (10)
توصیه به زیارت اموات: رسول خدا (ص) فرمودند: مردگانتان را زیارت کنید و بر آنان درود فرستید که آنان برای شما عبرت هستند.(11)
امیر مومنان (ع) فرمودند: مردگانتان را زیارت کنید زیرا آنان به زیارت شما شادمان می شوند و نزد قبر پدر و مادر با دعایی که برای آن دو می کنید، حاجت بخواهید. (12)
نهی از زیارت شبانه اموات: رسول خدا (ص) فرمودند: ای اباذر!... قبرها را زیارت کن تا به یاد آخرت باشی؛ ولی شبانه به زیارت آنها نرو.(13)
نکته: البته رجحان طلب آمرزش برای اموات هنگام عبور شبانه از قبرستان همچنان محفوظ و ثابت است.
تعادل در زیارت مردگان: امام رضا (ع) فرمودند: هیچ مومنی نیست که قبر مومنی را زیارت کند و هفت بار نزد او سوره قدر را بخواند جز اینکه خدا او و صاحب قبر را بیامرزد.(14)
پاداش دعا برای مردگان: امام صادق (ع) فرمودند: هر کس در شب جمعه برای ده نفر از برادران مرده اش دعا کند خدا بهشت را برایش واجب می کند.(15)
پاداش نیابت از مردگان: امام صادق(ع) فرمودند: هر مسلمانی عمل صالحی را به نیابت مرده ای انجما دهد پاداش آن برای او دوچندان می شود و خدا میت را هم از این عمل بهره مند می سازد.(16)
ادامه نوشته

فرجام قاتلان اباعبدالله(ع)

دهم محرم سال 61 هجری، حادثه‌ عظیم قیام عاشورا، شهادت حسین بن علی علیه‌السلام و هفتاد و دو تن از یاران باوفای ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله(ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کرد.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آنهایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا(ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند در جبهه مقابل حق، ایستادند و سرنوشتی ذلت‌بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند.

 

ردیفنامنقش وی در کربلاسرانجام و چگونگی مرگ
1شمر بن ذی‌الجوشننقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانشدستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
2محمد بن اشعث بن قیسنقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردندروز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
3عبیدالله بن زیاددر حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشتچکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد
4یزید بن معاویهچوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع)هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
5سنان بن انسنقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشتزبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
6عمر بن سعدمجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشتبه دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
7حرملة بن کاهلپرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع)مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
8حصین بن نُمیرفرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
9مالک بن نُسیر کِندیفرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع)قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
10زرعه دامیاز قاتلان امام(ع)هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
11عبدالله بن حَوزهتیراندازی به سوی لشکر اباعبدالله(ع)قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه. اسب با حرکت تند سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت
12شبث بن ربعیبا شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زدابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا کرد و جسدش را سوزاند
13ابحر بن کعببرداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشانابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
14شرحبیلاز پشت بر صورت امام حسین(ع) زدمختار او را با آتش سوزاند
15عمرو بن حجاجدر روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بودبه نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
16احبش بن مرثد(اخنس)با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت بردپس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
17عبدالله بن ابی حُصینآب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیریبه نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
18بَجدل بن سُلیمانگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر بریدمختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
19اسحاق بن حَیوه حضرمیداوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت بردبا پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید

 

ترس و گرسنگی از نشانه های ظهور حضرت مهدی(ع)

1ـ نشانه‌های ظهور حضرت مهدی(ع)
امام زمان(ع) که دل‌های منتظران، سال‌های سال است؛ در انتظار آمدن وجود مقدس او می‌تپند، و چشم به راه قدوم مبارک او هستند، چگونه می‌تواند بدون هیچ‌گونه مقدمه‌ای ظهور نماید؟! لذا حضرت در قبل، بعد و در هنگام ظهورشان با یک سری اتفاقاتی روبرو می‌شوند که از آنها تعبیر به نشانه‌ها یا وقایع ایام ظهور می‌شود.
بعضی از این نشانه‌ها یقینی است و ائمه معصومین: در روایات‌شان این مسئله را یادآوری کرده‌اند.[10] که از آن، به نشانه‌های حتمی تعبیر می‌شود.
امام صادق(عج) می‌فرماید: پنج امر قبل از قیام قائم(ع) از نشانه‌های ظهور است: صیحه، سفیانی، خسف در بیداء، خروج یمانی و قتل نفس زکیه".[11]
در برابر این پنج نشانه، نشانه‌هایی غیرحتمی قرار دارد؛ یعنی مقید و مشروط به اموری است که در صورت تحقق آنها، نشانه پدید می‌آید و احتمال پدید آمدن آن‌ها پنجاه، پنجاه می‌باشد. نشانه‌هایی مانند مرگ و میرها، زلزله و جنگ و آشوب‌های فراگیر، خسوف و کسوف غیرعادی و نابهنگام، بارش باران‌های فراوان همه از نشانه‌های غیرحتمی می‌باشد.
البته این نشانه‌ها بعضی در هنگام ظهور حضرت(عج) رخ خواهد داد و بعضی دیگر هم قبل از ظهور و بعضی نیز مانند نزول عیسی(عج) بعد از ظهور حضرت رخ خواهد داد و ما از باب تسامح، همه را در قالب نشانه‌های ظهور، گرد آورده‌ایم؛ ضمن این‌که یک‌ سری از نشانه‌ها، وقایعی هستند که در ایام ظهور رخ خواهند داد؛ مانند "رجعت" که یکی از اعتقادات شیعه امامیه است.
از این‌رو، شخص منتظر قبل از اینکه منتظر موعودش باشد، باید در ابتدا، مقدمات ظهور حضرت و اینکه پس از ظهور حضرت چه اتفاقاتی ممکن است، رخ دهد را بداند.
وقایع و نشانه‌های حتمی به مناسبت توضیح داده خواهد شد. انشاالله.
2ـ ذکر روایت در ذیل آیه، دال بر صحت آن روایت نیست و نیاز به توضیح بیشتری درباره سند و صحت روایت است؛ اما بنای ما در این نوشتار به بیان روایات ذیل آیات است، صحت و وثاقت روایات نیاز به تجزیه و تحلیل دقیق علمی دارد؛ که در این نوشتار نمی­گنجد. البته پژوهشگران و کاربران محترم می­توانند نکته، نظرات، نقد وپیشنهاد خود را به آدرس ما بفرستند؛ و ما نیز با بررسی نظرات محققان در صورت لزوم در ذیل روایت با عنوان دیدگاه محققان قرار می­دهیم تا بر غنای و کیفیت مباحث افزوه شود.
ادامه نوشته

دعای امام زمان برای مومنی که بعد از ذکر مصیبت کربلا برای فرج دعا کند

"مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم" یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیت‏اللّه‏ سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیة‏اللّه که حقش بر گردن ما افزون‏تر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مى‏شود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.
اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مى‏نویسد:
"چون ما نمى‏توانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مى‏باشد."

بعد از ذکر مصیبت سیدالشهدا(ع)
زیرا که این دعا نوعی یاری نمودن آن حضرت است و موید این است که یکی از دوستان صالح من یاد کرد اینکه مولایمان حضرت حجت را در خواب دیده بود پس آن حضرت مضمون چنین مطلبی را فرموده بود که:
من برای مومنی که مصیبت جد شهیدم را یادآور شود سپس برای تعجیل فرج و تایید من دعا نماید دعا می کنم.
ماه محرم
و هر روزی که در آن ظلمی از دشمنان بر امامان بر حق واقع شده زیرا که ایمان و محبت شخص مومن نسبت به ایشان و حزن و اندوهش بر مصیبت های آنان او را بر می انگیزند که در پی خونخواهی و انتقام جویی و دادخواهی امامان باشد و این امور در چنین زمان هایی فراهم نمی گردد مگر با درخواست زودتر شدن ظهور و تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان چنانکه پوشیده نیست.
حرم حضرت سیدالشهدا(ع)
و از جمله جاهایی که دعا برای تعجیل فرج در آنها موکد است: حرم مطهر مولای شهید مظلوممان حضرت اباعبدالله الحسین است چون هرگاه مومن در حرم شریف آن حضرت انواع ظلم و مصیبتی که بر او و خاندان گرامیش وارد آمده در ذهن مجسم کند و بداند که خونخواه آن جناب و انتقام گیرنده از دشمنان و ستم کنندگان به او مولایمان صاحب الزمان است عقل و مودتش او را خواهند برانگیخت که برای تعجیل فرج و ظهور آن حضرت دعا نماید و با تضرع و زاری این امر را از درگاه الهی بخواهد.
و شاهد بر این است آنچه در روایت ابوحمزه ثمالی در باب هفتاد و نهم کامل الزیارات از امام صادق(ع) آمده که در جایی از آن زیارت فرموده: پس از درود فرستادن بر حسین(ع) و بر همه امامان درود می فرستی همچنان که بر حسن و حسین درود فرستادی و می گویی: خداوندا به آنها کلمات خویش را تمام گردان و عده ات را به ایشان تحقق بخش...
و در جای دیگر از همان زیارت فرموده: ...سپس گونه ات را بر آن بگذار و بگو: اللهم رب الحسین اشف صدرالحسین اللهم رب الحسین اطلب بدم الحسین... خداوندا این پروردگار حسین سینه حسین را شفا بده، خداوندا ای پروردگار حسین برای حسین خونخواهی کن.
جهت دلالت این عبارت روشن است چون مولایمان حضرت حجت است که برای حسین خونخواهی می کند و با انتقام گرفتن از دشمنانش سینه اش را شفا می دهد.

قاتل امام حسین (علیه السلام) جایزه می‌خواهد!

لباس‌های امام را غارت کردند. شلوارش را بحر بن کعب برد و جبه ابریشمین آن حضرت را قیس بن اشعث و پاپوش‌اش را مردی به نام اسود و شمشیرش را مردی از بنی‌مهشل برداشت که بعدا به دست خانواده حبیب بن بدیل افتاد

مساله عاشورا و شهادت حضرت اباعبدالله(علیه السلام) یکی از فجیع ترین و دردناک ترین حوادث تاریخ اسلام است که در آن حادثه پسر دختر پیامبر (صلی الله علیه واله) به سخت ترین صورت به شهادت می رسد. علامه سید مرتضی عسگری در بخشی از کتاب "مقتل " به بیان نحوه شهادت سالار شهیدان در روز عاشورا پرداخته است.

شهادت امام حسین (علیه السلام)

ابومنخف از معقب‌ بن زبیر و او از حمید بن سلم می‌گوید: حسین چون حریر بر تن و عمامه بر سر داشت و خضاب کرده بود در حال پیاده‌ همچون سواری شجاع و تیزهوش می‌جنگید و راه دشمن را می‌بست و می‌گفت: آیا بر کشتن من تشویق می‌کنید؟ هان! به خدا سوگند شما هیچ بنده‌ای از بندگان خدا را پس از من نمی‌کشید که خدا از قتل او خشمگین‌تر از قتل من باشد! به خدا سوگند من امیدوارم که خداوند با خواری شما مرا گرامی بدارد و انتقام‌ام را به گونه‌‌ای که در نیابید از شما بستاند!

هان! به خدا سوگند که اگر مرا بکشید خداوند شما را به جان هم اندازد تا خون یکدیگر را بریزید و از این کارتان خشنود نگردد تا آن‌گاه که عذاب دردناک را بر شما مضاعف گرداند!

گوید: آن‌گاه مدتی از روز گذشت که اگر مردم قصد کشتن او را داشتند، انجام‌اش می‌دادند ولی هر یک منتظر دیگری بود و دوست داشت که این کار به دست غیر او انجام شود که شمر فریاد زد: وای بر شما! منتظر چه هستید؟ او را بکشید! مادران‌تان به عزایتان بنشینند.

گوید: مردم از هر سو به آن حضرت یورش بردند و شریک تمیمی دست چپ‌اش را هدف گرفت و دیگری گردن آن حضرت را نشانه رفت. سپس بازگشتند و آن حضرت برمی‌خاست و می‌افتاد که سنان بن انس بر او یورش برد و نیزه‌اش زد و به خولی بن یزید گفت سرش را جدا کن و چون خواست چنین کند، سست شد و لرزید.

سنان به او گفت: خدا بازوانت را بشکند و دستانت را جدا کند و خود پیاده شد و سر آن حضرت را برید و به خولی سپرد.

ابو مخنف از قول جعفر بن محمد بن علی (امام صادق (علیه السلام)) روایت کند که فرمود: حسین (علیه السلام) هنگامی که به شهادت رسید سی و سه زخم نیزه و سی و چهار زخم شمشیر در بدن داشت و گوید سنان بن انس اجازه نمی‌داد هیچ‌کس نزدیک حسین شود تا مبادا به سر حسین دست یابد تا آن‌گاه که سر آن حضرت را جدا کرد و تحویل خولی داد.

سپاه خلافت به تاراج اموال اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه واله) می‌پردازند

گوید: لباس‌های امام را غارت کردند. شلوارش را بحر بن کعب برد و جبه ابریشمین آن حضرت را قیس بن اشعث و پاپوش‌اش را مردی به نام اسود و شمشیرش را مردی از بنی‌مهشل برداشت که بعدا به دست خانواده حبیب بن بدیل افتاد. آن‌گاه مردم متوجه لباس‌ها و زیورها و شتران شدند و همه را غارت کردند و بعد به سوی زنان اهل بیت (علیه السلام) و اسباب و اثاث موجود رفتند تا آنجا که پوشش زنان حرم را نیز تاراج کردند!

ادامه نوشته

متن کامل خطبه حضرت زينب(س) در شام

پس از ورود به كوفه، و خوشحالي درباريان و ابن زياد و گرفتن مراسمي به خاطره پيروزي، به طرف شام، محل استقرار يزيد حركت نمودند. وقتي سر حسين بن علی(ع)٬ يارانش...
متن کامل خطبه حضرت زينب(س) در شام

پس از شهادت امام حسين(ع) در روز دهم محرم سال 61 هـ .ق اهل بيت(ع) و حرم امام به اسارت دشمن درآمدند. در بامداد دوازدهم محرم خاندان رسول اسلام(ص) به رهبري زينب كبري(س) و امام زين العابدين(ع) از كربلا بطرف كوفه حركت كردند.

پس از ورود به كوفه، و خوشحالي درباريان و ابن زياد و گرفتن مراسمي به خاطره پيروزي، به طرف شام، محل استقرار يزيد حركت نمودند. وقتي سر حسين بن علی(ع)٬ يارانش و اسراء در مقابل يزيد حاضر شدند؛ تشريفات درباري به همان فراواني بارگاه ابن زياد انجام شد.

«زحر بن قيس» كه كاروان را به عنوان نماينده ابن زياد هدايت مي كرد سخنراني طولاني ايراد كرد و در آن به شرح چگونگي شهادت امام حسين(ع) و يارانش پرداخت.

سپس از ميان مردم، بعضي ها نسبت به اسارت خاندان نبوت اعتراض كردند و يزيد ساكت و جوابي نداد. وقتي بزرگان و سران اهل شام ـ كه يزيد به مناسبت پيروزي خود دعوت كرده بود ـ حاضر شدند، اسراء و سرهاي مقدس را نيز به مجلس آوردند. [1] پس از درخواست مرد سرخ پوستي از اهل شام براي كنيزي گرفتن فاطمه(س) دختر حسين(ع) از يزيد،[2] و جلوگيري زينب(س) از اين كار و گفتگوهاي تند بين يزيد و ايشان و زدن چوب خيزران بر لبهاي مبارك امام(ع) بود كه حضرت زينب(س) برخاست و خطبة‌ آتشيني ايراد كردند.

متن عربي اين خطبه كه در لهوف آمده است كه چنين است:

ادامه نوشته

توصیه آیت الله وحید خراسانی در مورد واقعه عاشورا

 

توصیه آیت الله وحید خراسانی در مورد واقعه عاشورا

 

وای بر ما از روز حساب، آنگاه که از ما می پرسند: این لباس را پوشیدید، سر سفره ما نشستید، آیا ذخایر ما را منتشر کردید ؟ ایام تفقه گذشت ، ایام انذار است، هر کس که در این زمان تمکن دارد و کوتاهی کند، باید برای جواب فردای قیامت آماده بشود و آن زمان وقت حسرت فوت است. از این فرصت استفاده کنید و بذر حقایق مذهب را در مغز عامه مردم منتشر کنید.   

آیت الله  وحید خراسانی در درس خارج فقه درباره اهمیت و عظمت ایام عاشورا توصیه ها و مطالب گرانبهایی را خطاب به روحانیون بیان داشتند.
ایشان در ابتدای سخنان خویش به اهمیت تبلیغ و نشر دین در این ایام اشاره کرده، فرمودند: وای بر ما از روز حساب، آنگاه که از ما می پرسند: این لباس را پوشیدید، سر سفره ما نشستید، آیا ذخایر ما را منتشر کردید ؟ ایام تفقه گذشت ، ایام انذار است، هر کس که در این زمان تمکن دارد و کوتاهی کند، باید برای جواب فردای قیامت آماده بشود و آن زمان وقت حسرت فوت است. از این فرصت استفاده کنید و بذر حقایق مذهب را در مغز عامه مردم منتشر کنید.
آیت الله وحید خراسانی در ادامه بیاناتشان نقل کردند که کسی خدمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رسید و سؤالی را ده بار از آن حضرت پرسید و از این تکرار خجل شد ولی آن حضرت فرمودند: به هر جوابی که از سؤال دادم ، خدا برای مزد آن از زمین تا عرش به من لؤلؤ داد، و سپس از پدر بزرگوارشان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمایشی را در ارزش و مقام کسی که کارش تحصیل علوم اهل بیت و نشر آن باشد، نزد خداوند بیان فرمودند.
ایشان در پایان سخنانشان به ذکر مصائب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در روز عاشورا پرداختند و برخی از منازل و مقامات آن حضرت را نزد خداوند بیان کردند.

منبع" سایت اطلاع رسانی آیت الله وحید خراسانی

به خدا قسم غــــــــــربال می‌شويد!

 

به خدا قسم غــــــــــربال می‌شويد!

 

بی‌شك، بزرگ‌ترین مضطرّ تاریخ، امامی است كه ناگزیر، در پس پرده غیبت چونان طردشدگان مانده است. همو كه در انتظار فرا رسیدن وقت گشایش بخت فروخفته محرومان و آمادگی و همراهی آنان برای بركندن درخت ستم لحظه‌شماری می‌كند... با آگاهی از نقش‌آفرینی شیعیان در سرانجام تاریخ و همراهی آنان با موعود مقدّس، به امید تغییر مسیر تاریخ، همه سعی خود را مصروف تصرّف مناطق استراتژیك در جغرافیای حضور و عمل منجيّ موعود و انهدام و انعدام شیعیان همراهی كننده با ایشان كرده‌اند.

درك این نكته سخت نیست. آنچه را كه در غفلت و به سادگی از دست داده‌ایم، به سادگی به دست نخواهیم آورد. ریشه‌كنی درخت تنومند شده ظلم كه در اقصاء نقاط آسمان و زمین ریشه دوانده، بی‌شك در گرو فراهم آمدن شرایط زیر است:
1. بازگشت بخت فروخفته محرومان و یتیمان آل محمّد(ص)؛
2. آمادگی و همراهی محرومانی كه به خودآگاهی رسیده باشند؛
3. حضور و عمل منجّی موعود در وقت معلوم.
از كم خردی ماست كه موضوع غیبت امام مبین را به امام(ع) معطوف داشته و سهمی برای خود در این واقعه سخت قائل نمی‌شویم. آنچه از فساد و تباهی در خشكی و دریا جاری شده، حاصل عمل خود انسان است كه حسب سنّت لایتغيّر خداوندی به منصه ظهور رسیده است. چنان‌كه فرمود:
«ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِی النَّاس‏...؛1
آشكار شدن این همه فساد در خشكی و دریا، حاصل دست و عمل مردم است؛ ورنه از منشأ صدور خیر، جز خیر سر نمی‌زند.»
مولای متقّیان، علی(ع)، پرده از راز سرگردانی امّت مسلمان برداشته و ظلم رفته بر امامان حق را منشأ این سرگردانی و غیبت و لاجرم تبعات این واقعه بیان می‌كنند.
«كما تاهت بنوا اسرائیل على عهد موسى ...؛2
حیران و سرگردان شوید، آن سان كه بنی‌اسرائیل در عهد موسی سرگردان شدند. به حق می‌گویم: سرگردانی شما چندین برابر سرگردانی آنها خواهد بود و آن در اثر ستم‌هایی است كه بر فرزندان من روا خواهید داشت.»
آنكه پدر و پشت و پناه خود را می‌كشد، ناگزیر سنگ تیپا خورده هر رهگذر و طعمه هر گرگ آدمخواری خواهد شد.
در این وجه از دریافت و درك و تجربه اضطرار تمام است كه اجابت كننده‌ای، پاسخگوی درخواست و تجربه اضطرار تمام مضطرّ خواهد شد.
بی‌شك، بزرگ‌ترین مضطرّ تاریخ، امامی است كه ناگزیر، در پس پرده غیبت چونان طردشدگان مانده است. همو كه در انتظار فرا رسیدن وقت گشایش بخت فروخفته محرومان و آمادگی و همراهی آنان برای بركندن درخت ستم لحظه‌شماری می‌كند.
در روایت زیبایی امام رضا(ع) می‌فرمایند:
«لَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْناقَكُمْ حَتَّى تُمَيَّزُوا؛
آنچه گردن‌هایتان را در انتظار آن دراز می‌كنید، واقع نخواهد شد؛ مگر بعد از آنكه آزمایش و امتحان شوید و از بوته امتحان، جز افراد بسیار كم پیروزمندانه بیرون نمی‌آیند...».
واسپس این آزمون و آمادگی و حسب سنّت ثابت خداوندگار هستی، بخت فروخفته طلوع می‌كند و دوران خفّت و شكستگی به سر می‌رسد. در این وقت و بخت كه از آن به عنوان وقت معلوم یاد شده، امام مبین از پس پرده غیبت بیرون آمده و نجات بخش مظلومان و سركوب‌گر ظالمان خواهد شد.3

ادامه نوشته

اگر سادات خیانت نمی‌کرد

امروز 6 اکتبر 2013 میلادی مصادف با چهلمین سالروز جنگ ششم اکتبر 1973 است، نخستین نبردى که در آن اعراب روش‌ تهاجمى را در پیش گرفتند و به نتایجى فراتر از تصورات دست‌ یافتند.
به این‌ ترتیب، در دوره‌اى که ارتش‌های کشورهاى‌ عربى در نگاه جهانیان و حتى ملل خود شکست‌خورده‌ جنگ سال 1967 به ‌شمار مى‌آمدند و رهبران عرب از چشم‌ ملت‌هاى خود و ملل جهان افتاده بودند و در اوضاعى که رژیم صهیونیستی‌ در اوج قدرت نشان می‌داد و مدعی بود، یکى از قدرتمندترین ارتش‌هاى جهان را در اختیار دارد، ارتش‌هاى سوریه و مصر توانستند، خطوط مستحکم این رژیم را درهم بشکنند و با نابود کردن بخش‌ عظیمى از نیروهاى دشمن، آنان را به عقب‌نشینى وادارند. 
این امر موجب شد که دیگر کشورهاى عربى نیز نیروهاى نظامى ‌خود را به عرصه نبرد اعزام کنند، اما در حالى‌که نظامیان رژیم صهیونیستی‌ در دو جبهه‌ مصر و سوریه پراکنده و زمین‌گیر شده بودند و بخشى از آنان‌ در جبهه‌هاى شمالى و کرانهى باخترى کانال سوئز در محاصره قرار داشتند، «انور سادات»، رئیس‌ جمهوری اسبق مصر، به ‌طور غیرمنتظره فرمان‌ آتش‌بس را صادر کرد.

ادامه نوشته

ثواب خونخواهی امام حسین(ع) و تعجیل در فرج امام عصر(ع)

ازجمله اموری که با دعا کردن برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان(ع) حاصل می شود: خونخواهی مولای مظلوم امام حسین(ع) است و این امری است که احدی جز خدا ثواب آن را نمی تواند شماره کند زیرا که عظمت شان خون به مقدار عظمت صاحب آن است پس همانطور که کسی جز خدا نمی تواتند بر شئون حسینی احاطه یابد همچنین کسی غیر او نمی تواند ثواب خونخواهیش را احصا نماید.
زیرا که حسین همان است که در زیارتش آمده: السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره" سالم بر تو ای آنکه خونخواه او خداوند است و فرزند کسی که خونخواهش خداست.
و اگر در دعا برای تعجیل فرج امام زمان(ع) جز این ثواب نبود همین در فضیلت و شرافت آن کافی بود و حال آنکه فضل و ثواب بی شماری در آن هست.
و اما بیان اینکه با این دعا ثواب خونخواهی امام حسین(ع) حاصل می شود: خونخواهی آن حضتر وظیفه هر مومن است زیرا که آن جناب پدر حقیقی آنان می باشد و نیز موید این معنی در تفسیر آیه و وصینا الانسان بوالدیه احسانا، و انسان را به احسان نسبت به والدین‌اش سفارش کردیم.
والدین به حسنین تفسیر شده است –چنانکه در تفسیر قمی و غیر آن آمده است لذا صحیح است که مؤمن خون‌خواهی آن حضرت را مربوط به خود بداند و هر یک از مؤمنان خودش را ولی خون آن جناب به حساب آورد، چنانکه در زیارت عاشورا می‌خوانیم: و ان یرزقنی طلب ثاری مع امام مهدی ظاهر ناحق بالحق منکم و از خداوند خواهانم که به من روزی نماید خونخواهی خودم را با امام هدایت‌شده آشکار و حق‌گوی از شما.
و نیز رسول اکرم(ص) به امت خود امر فرمود نسبت به قربی مودت بورزند و روایات متعددی گذشت که دلالت داشت منظور از قربی، امامان(ع) هستند. بر فرض که به ظاهر لفظ تمسک کنیم و قربی را بر مطلق خویشان یا ذریه رسول اکرم(ص) حمل نماییم، بدون تردید امامان(ع) بهترین و کامل‌ترین مصادیق آن ها می باشند، و نیز تردیدی نیست که خونخواهی برای آنان و مطالبه حقوقشان از بارزترین مصادیق مودت و برجسته ترین اقسام اظهار محبت است.
اکنون که این مطالب معلوم شد، می‌گویم: خونخواهی مراتب متعدد و درجات چهارگانه‌ای دارد:
اول اینکه ولی خون قوت و نیرو و حکومت و استیلا داشته باشد که به زیردستانش دستور می‌دهد قاتل را بکشند و بدین ترتیب خون‌بهای مظلوم را می گیرد.
دوم اینکه خودش قاتل آن مظلوم را بکشد و با این دو قسم خداوند متعال برای مولای شهید مظلوم‌مان حضرت حسین بن علی(ع) خونخواهی می‌کند چون در حقیقت او صاحب خون آن حضرت است، لذا در زیارت‌های متعددی این عبارت آمده: "السلام علیک یا ثارالله"؛ سلام بر تو ای آن که خونخواه او خداوند است.
اما قسم اول چون خداوند -عزوجل- مولای ما حضرت قائم(ع) را امر فرموده که خون بهای حسین(ع) را طلب نماید- چنانکه در روایات متعددی این معنی هست، و قسمتی از آنها را در حرف ثاء بخش چهارم کتاب آوردیم - و در کامل الزیارات به سند خود از امام صادق(ع) درباره فرموده خدای تعالی: و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل؛ و هر آن کس که مظلوم کشته شده پس برای ولی او سلطه قرار دادیم پس در کشتن اسراف نکند. آمده که فرمود: او قائم آل محمد(ع) است که خروج می کند، و به خونخواهی حسین بن علی(ع) می کُشد، پس اگر اهل زمین را به قتل رساند اسراف نیست، و فرموده خدای تعالی: فلا یسرف فی القتل؛ برای او نیست که کاری بکند که اسراف باشد. سپس امام صادق(ع) فرمود: به خدا قسم ذراری و نوادگان کشندگان حسین(ع) را به خاطر کار پدرانشان به قتل می‌رساند.
ادامه نوشته

روزی که خاک، خون شد

رسول خدا(ص) در حالی که سر و رویش پر از گرد و غبار بود و پرده ای از غم، چهره اش را پوشانده بود، وارد خانه ی ام سلمه شد.
ام سلمه بی تاب و نگران سمت پیامبر(ص) دوید و حال ایشان را جویا شد و پرسید: آقا جان! این همه وقت کجا بودید، نگرانتان شدم؟

رسول خدا(ص) فرمودند: همين الآن مرا به سرزميني در عراق به نام کربلا بردند، که قتلگاه فرزندم حسين(ع) است و تعداد ديگري از فرزندانم را به من نشان دادند و من مقداري از خاک آن سرزمين را برداشتم و اکنون در دست من است.

در همین لحظه حضرت محمد(ص) دستانشان را گشودند و فرمودند: اين را بگير و حفظ کن، اگر روزي ديدي اين خاك به خون مبدل گشته است بدان كه پسرم حسين(ع) را كشتند.(1)

ام سلمه خاک سرخ رنگ را گرفت و در شیشه ای ریخت.

روزهای محرم بود، حسین(ع) با کاروانش راهی کربلا شده بودند. ام سلمه هر روز خاک را می بویید و می بوسید و گریه می کرد، این خاک با همه ی خاک های دنیا فرق داشت.

صبح روز دهم فرارسید، خاک مثل همیشه در شیشه بود، ساعتی گذشت، نزدیک غروب بود، خاک هر لحظه تغییر می کرد تا اینکه در شیشه چیزی غیر از خون دیده نمی شد، حسین(ع) شهید شده بود. ام سلمه نوحه می خواند و بر سر و سینه می کوبید، مدتی نگذشت که خبر شهادت حسین(ع) را آوردند.(2)

پی نوشت:
1.       تهذيب التهذيب ج 2 ص 347.
2.       بحارالانوار، ج 44، ص 239.

ما برای اقامه دوباره دولت بنی امیه و بازگرداندن مجد و بزرگی اش خروج نموده ایم

شکی نیست که جماعات وهابی مورد پشتیبان سعودی از روز اول سعی نمودند بر آشوب نظامی و سیاسی این کشور بیفزایند و به نبش قبر اختلافات میان شیعه و سنی بپردازند و اصطلاحا از این آب گل آلود ماهی بگیرند و به اهداف پست خود برسند.جیش الاسلام، جبهه النصره، داعش ، احرار الشام و حدود 400 گروهک تروریستی وهابی – سعودی دیگر در سوریه در حال فعالیت هستند و به هیچ فرد زنده، آثار باستانی، مساجد، کلیساها، و... رحم نمی کنند؛ هدف از همه اینها آماده سازی اوضاع برای طرح فتنه انگیز تکفیری یزیدیشان است که به عصر جاهلیت و عصر قبیله گرایی باز می گردد.

یکی از افسران نظامی سوریه که بیشتر مسئولیت کنترل مکالمات بی سیمی تروریست های " جیش الاسلام" را در ریف دمشق به خصوص در منطقه قلمون بر عهده دارد اذعان می کند در هنگام تشکیل گردان تروریست های "لواء الاسلام" که از اتحاد 40 گروه به وجود آمده، یکی از رهبران سعودی این فرقه تکفیری در اظهاراتی توهین آمیز به شیعیان؛ زیر دستانش را خطاب قرار می دهد و می گوید:

ای جهادگران... ای نابود گران خوارج و مرتدان، ای کسانی که گردنتان را در راه دینتان گذاشته اید و برای لبیک گفتن به ندای دینتان خروج کرده اید، بدانید که ما با مرتدان شام و عراق آنها خواهیم جنگید، کسانی که به بیعت خیانت کردند .

ای فرزندان معاویه و یزید و ابو سفیان، بدانید که ما برای جهاد و بازگرداندن مجدد و بزرگی بنی امیه بر خرابه های بت های شیعیان در شام خروج کرده ایم، ما امروز برای اقامه دوباره دولت بنی امیه برخاسته ایم و شام یکی از درهای آن است و پس از تحقق مشیئت الهی در شام به عراق خواهیم رفت و بر ویرانه بت های آنها دولت خود را بنیان خواهیم نهاد. وی سخنانش را به همین نحو ادامه می دهد و این خزعبلات حدود 15 دقیقه طول می کشد ، اما همین مقدار برای گواه خبث این تروریست ها و سردمداران آنها و اهداف شومشان کافی است.

11 معجزه بعد از عاشورا

در روايات و كتب اهل شيعه و سني آمده است كه بعد از شهادت سالار شهيدان كربلا 11 اتفاق باورنكردني رخ داده كه در نوع خود معجزات شهادت امام حسين(ع) محسوب مي شود.
 
معتبرترين كتابها، احاديث و روايات معجزاتي را از سالار شهيدان كربلا منعكس كرده اند تا حجت بر آنانيكه راه انكار را بر واقعه كربلا پيش گرفته اند به يقين تاريخي ترين حادثه عالم خلقت پي ببرند. معجزاتي كه حتي در كتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.

1. برخورد ستارگان آسمان با يکديگر
عن عيسى بن الحارث الكندي مي گويد: هنگامي حسين بن على (عليه السلام) را شهيد كردند، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را مي خوانديم مي ديديم آفتابي كه بر ديوارهاى خانه ها مي تابيد به قدري قرمز بود که گويا چادر هاي سرخ است که بر آن  کشيده اند ، و مي ديديم که برخي از ستارگان همديگر را مي زدند (با يکديگر برخورد مي کردند).

منبع: تهذيب الكمال، المزي، ج 6، ص 432 – 433 و تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .
2 . آسمان خون گريه کرد 
 
نضره ازديه گويد: هنگامى كه حسين بن علي (عليهما السّلام) شهيد شدند، آسمان خون باريد و ما همچنان مي ديديم كه تمام اشياء  و اسباب ما مملو از خون است.
همچنين جعفر بن سليمان، روايت كرده كه خاله‏ ام، ام سالم، گفت: بعد از شهادت مولا حسين(ع) باراني همانند خون بر ديوارها و خانه ها مي باريد. به من خبر داند که همين باران خون، در خراسان، شام و كوفه نيز باريده است.
 
منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 433 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 ، 313 و الثقات ، ابن حبان ، ج 5 ، ص 487 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 – 228 .

3 . اشک ريختن آسمان
ابن سيرين گفت: آسمان براي هيچ کسي جز يحيي بن زکريا و حسين بن علي (عليهم السلام) گريه نکرده است.
منبع: سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 225 – 226
4 . تاريک شدن دنيا

خلف بن خليفه از پدرش نقل مي کند که گفت : زماني که امام حسين (عليه السلام) به شهادت رسيد ، آن قدر آسمان تاريک شد که هنگام ظهر ستاره هاي آسمان ظاهر شدند ؛ تا جائي که ستاره  جوزا در عصر ديده شده و خاک سرخ از آسمان فرو ريخت.
 
منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 431 – 432  و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 226
 
علي بن مسهر از جده اش نقل مي كند كه مي گفت: هنگامي كه امام حسين به شهادت رسيد من دختري نوجوان بودم، آسمان چند شبانه روز درنگ نمود كه گويا لخته خون بود.
منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص
 
5 . سرخ شدن آسمان
 
علي بن مدرك از پدر بزرگش اسود بن قيس نقل مي كند كه گفت: پهنه آسمان پس از شهادت امام حسين به مدت شش ماه سرخرنگ شده بود كه ما آن را شبيه خون در آسمان مشاهده مي كرديم، علي بن محمد مدائني از وي سؤال كرد: چه نسبتي با اسود داري؟ گفت: او جد مادري من است گفت: به خدا سوگند كه او راستگو و امانتداري بزرگ وميهمان نواز بود.
منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 432 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .
يزيد بن ابي زياد مي گويد: من چهارده ساله بودم كه حسين بن علي به شهادت رسيد گياه ورس در بين لشكر به خاكستر تبديل شد و پهنه آسمان قرمز رنگ شد شتري را لشكريان ذبح كردند آتش از گوشتش زبانه مي كشيد.
 
منبع: تهذيب الكمال ، المزي ، ج 6 ، ص 434 – 435 و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 305 و سير أعلام النبلاء ، الذهبي ، ج 3 ، ص 313 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 5 ، ص 15 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 230.
ادامه نوشته

تصاویری از گودال قتلگاه امام حسین(ع)

قتلگاه امام حسین(ع) معروف به گودال قتلگاه قسمت پایانی سمت چپ رواق جنوب غربی، به وسیله دری به سالن باریکی مرتبط است که در آن یک اتاق ۹ متری قرار دارد.

این مکان اندکی گود است و دیوارهای آن آیینه کاری و نقاشی شده است. در همین مکان شریف، فرزند زهرا (س) و نوه رسول خدا(ص) شهید شده است. از این جا دری است که به جای گودتری راه دارد که گویند آن جا محلی است که حضرت سید الشهداء(ع) از اسب بر زمین افتاد.

اکنون چهار طرف گودال قتلگاه با پنجره‌های فولادی محصور شده و زائران از پشت آن به این مکان شریف نظاره می‌کنند و در غم شهادت فرزند فاطمه(س) به دست دشمن ظالم و کینه‌توز اشک می‌ریزند.

1737019_909

1737012_651   1737017_595

چـــه کوتاه است فاصله میان .. بالا رفتن دست علـی (ع) و بالا رفتن سر حسیــن (ع)

چـــه کوتاه است فاصله میان ..

    بالا رفتن دست علـی (ع)

و

بالا رفتن سر حسیــن (ع) 

فاصلـه ای از ظهر غدیــر تا ظهر عاشـــورا  !!

 

غدیر ،کربلای عوام بود و کربلا غدیر خواص.

درغدیر با اینکه بیعت گرفته شد جفا شد و در کربلا با  اینکه بیعت برداشته شد وفا شد.

در غدیر یک دست بالای دست رسول خدا و در کربلا 18 سر بر بالای نیزه ها.

اگر در غدیر دست امیرالمومنین که بالا رفته بود ، بالا نگاه داشته میشد سر حسین (ع) بالای نیزه نمی رفت ...  

کربلا محصول فراموشی غدیر بود.  

یادمان نرود اگر حسینی نباشیم ناگزیر یزیدی می شویم و اگر «حرّ» نشویم بی تردید یوغ بندگی شیطان را به گردن می آویزیم ! یادمان باشد آنهایی که در نینوا سر بریدند شکم هایشان انباشته از لقمه های حرام بود و فراموش نکنیم لعنت خدا بر آن کسانی است که ندای هل من ناصرٍ ینصرنی را بشنوند و به کربلا راضی شوند که اللهم العن العصابة الّتی حاربت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله- اللهم العنهم جمیعاً.

 همواره برای خودمان یادآوری کنیم که چهل روز و شب آسمان و زمین خون گریستند و چهل روز و شب منزل به منزل کودکان مصیبت زده و رنج دیده را بردند . مبادا یادمان برود زینب (سلام الله علیها) جز زیبایی ندید در این صحنه عشقبازی و جز زیبایی نیست در همه صحنه های عشقبازی در مقابل پروردگار.

فراموش نکنیم صبر زینب (سلام الله علیها) از همان روز وداع با مادر آغاز شد تا در کربلا به بار نشست.

ویژگی های اختصاصی امام حسین (ع)

«حسین» یگانه است، هم خودش و هم رفتارش، هم قیامش و هم تاریخش، هم زندگی اش و هم شهادتش؛ هم عاشورایش یگانه است و هم کربلایش یگانه است؛ یعنی از ابتدای تاریخ تا انتهای عالم تکرار نشده و نخواهد شد.

امام حسین علیه السلام خصایص و ویژگی های منحصر بفرد زیادی دارد که برخی از آنها را هیچ کسی با او اشتراک ندارد و برخی را هم فقط ممکن است معدودی از افراد، آن هم فقط از سایر معصومین علیهم السلام با وی مشترک باشند.

شاید یکی از رازهای این یگانگی چنین باشد که پیامبر خاتم که گل سرسبد آفرینش و عالم هستی و اعظم و اشرف همه پیامبران است، بندگی اش نیز باید اعظم و اشرف از همه باشد؛ لذا صحرای کربلا و زمانه عاشورا، پهنه عبادت و بندگی این پیامبر و آفریده اعظم خداست و قربانی او هم اعظم همه قربانی هاست....

ذبح عظیمی که خدا در عوض اسماعیل به ابراهیم وعده داد (و فدیناه بذبح عظیم) نه آن قوچ و گوسفندی بود که ظاهر شد که این توهین در مقابل اسماعیل است؛ بلکه ذبح عظیم، حسین است که اعظم از اسماعیل می باشد و خدا فرمود ما ذبح عظیم را با اسماعیل عوض کردیم، اسماعیل زنده ماند و پیامبر اعظم، قربانی عظیم خود را در راه خدا فدا کرد.

لذا زینب، نوه این پیامبر وقتی وارد گودال قتلگاه شد، دست برد زیر پیکر قطعه قطعه برادر و رو به آسمان گفت: خدایا این قربانی را از آل محمد قبول کن!

در این یادداشت مختصر، فقط برخی اندک از فراوان ویژگی های سید الشهدا را تنها فهرست می کنیم؛ زیرا که شرح مفصل آن کتاب های متعددی را پر خواهد کرد؛ از جمله کتاب خصائص الحسینیه از مرحوم شوشتری و نیز کتابی که توسط نگارنده به نام اوصاف امام حسین علیه السلام در دست تالیف است که بیش از هزار اسم و لقب و کنیه و فضیلت را در خود جای می دهد. و اینک بخشی از آن هزاران:

  1. تنها امامی که در معرکه جنگ به شهادت رسید.
  2. تنها امامی که سرش را از بدن جدا کردند (ذبیح الله).
  3. تنها امامی که مسافر می تواند نماز را در حرمش تمام بخواند.
  4. اجابت دعا در تحت قبه حرمش حتمی است (الاجابة تحت قبته).
  5. امامی که سایر امامان از نسل وی می باشند (الائمة فی ولده).
  6. امامی که جسدش را برهنه و عریان رها کردند (بدنه السلیب).
  7. امامی که گونه صورتش را بر خاک گذاشتند (خده التریب).
  8. تنها امامی که سرش را نزد فاسقان هدیه بردند (راسه تهدی).
  9. خدا بر گریه کنندگانش درود می فرستد (صلی الله علی الباکین علی الحسین).

10. تنها امامی که در زمان حیاتش، پدر دو شهید بود.

11. امامی که در دعای توسل به او لقب شهید داده شده (ایها الشهید).

12. تنها امامی که زیارت اربعین دارد.

13. امامی که بارها قبر شریفش را تخریب کردند.

14. تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شد (بلا غسل و لا کفن).

15. امامی که تشنه لب به شهادت رسید (قتلوه عطشاناً).

16. تنها امامی که پس از شهادت، خانواده اش اسیر شدند (و نساؤه سبایا).

17. تنها امامی که همه پیامبران از آدم تا خاتم بر او گریه کردند.

18. امامی که پدر مادر و جد و فرزندانش معصوم بودند.

19. امامی که قبل از ولادتش، خبر شهادتش را دادند.

20. امامی که خدا و جبرئیل و سایر ملائکه و پیامبران برایش مصیبت خوانده اند.

21. امامی که اصحاب و یارانش نیز نمونه بودند.

22. تنها امامی که در صحرای قیامت برایش مراسم عزا و تظلم خواهی برپا می شود.

23. شرافت وعظمت کربلای آن حضرت بر تمام زمین ها ممتاز است.

24. تنها امامی که به برپایی عزای او سفارش شده است.

25. توسل به او نزدیک ترین راه به سوی خداوند است.

26. استغاثه به آن حضرت تمام گرفتاری ها را برطرف می کند.

27. فضیلت تربت آن بزرگوار و سجده بر آن ممتاز است.

28. خوردن هر خاکی حرام است؛ مگر تربت آن حضرت به قصد شفا که جایز است.

29. تبریک ملائکه به پیامبر در شب ولادتش.

30. اولین مولودی که هنگام ولادت او، جد و پدر و مادرش گریستند .

31. به هنگام شهادتش بادهای سرخ وزیدن گرفت، هوا تیره و تار شد، هر سنگی بر می داشتند خون از زیر آن جاری می شد و دهها آثار و دگرگونی در اجسام که بعضی از آنها هنوز هم ادامه دارد.

32. عذاب قاتل آن حضرت از همه اهل جهنم بیشتر است.

33. اولین امامی که در رجعت بر می گردد.

34. در ماه تولدش هیچ کدام از معصومین در آن ماه شهید نشده است.

35. در ماه شهادتش، تولد هیچ یک از معصومین در آن ماه اتفاق نیفتاده است .

36. در زیارتش، علاوه بر سلام بر خودش، بر اعضاء و جوارحش نیز سلام داده می شود .

37. هنگام زیارتش، هفت بار «لبیک داعی الله» گفته می شود.

38. امامی که کشته اشک است (قتیل العبرة).

39. امامی که مصیبتش اعظم از همه مصایب است.

40. همه امامان کشتی نجات اند؛ اما کشتی حسین از همه بزرگتر است؛ لذا بیشترین امید گناه کاران به حسین است.

سلمان بالاتر است یا حضرت اباالفضل(ع)

نکته هایی از سخنان حجت الاسلام کرمی رابخوانید:

*ارمنی هایی که دیگ های غذا برای حضرت عباس می گذارند، با اینکه شاید ندانند جریان و جایگاه عاشورا و حضرت را، ولی می دانند ایشان باب الحوائج است.

*امام صادق می فرماید: عموی ما عباس درجه ای دارد که تمام بزرگان به جایگاه او غبطه می خورند.

*حضرت سجاد می فرماید: خداوند به جای دستان حضرت عباس دو بال داده که تمام بهشت زیر احاطه حضرت عباس هستند.

*یکی از علما در مطالعه خود مقامات سلمان را با حضرت عباس مقایسه می کرد که کدام بالاتر هستند با توجه به روایات وصفاتی که برای سلمان وجود دارد، در عالم رویا امام صادق را دید که حضرت با اخم به او گفت: چرا عموی ما عباس را با سلمان مقایسه کردی؟ خدا به عموی ما قدرتی داده که به هرکسی نگاه کند می شود سلمان فارسی.

*امام حسین فقط به حضرت عباس گفته است که پدر و مادرم به فدایت، این چه مقامی است که حضرت چنین می گوید؟

*امام حسین به حضرت عباس فرمود: برادر برو و یک روز از آن ها مهلت بگیر، چون من عاشق نماز هستم، دلیل دیگر این درخواست، کامل شدن شش ماه سن حضرت علی اصغر(ع)، و دیگری پیوستن حر و دیگران در روزعاشورا به حضرت است.

ابوالفضل العباس(ع) در کلام امام حسین(ع)، امام صادق(ع) و حضرت مهدی(عج)

امام زمان(عج) می‌فرمایند: سلام بر عباس‌بن امیرالمؤمنین، همدرد بزرگ برادر که جانش را فداى او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، آنکه فدایى برادر بود و از او حفاظت کرد و براى رساندن آب به او کوشید و دستانش قطع گشت.

خبرگزاری فارس: ابوالفضل العباس(ع) در کلام امام حسین(ع)، امام صادق(ع) و حضرت مهدی(عج)

 

علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام مورد ستایش امامان معصوم علیهم‌السلام قرار گرفته است.

* حضرت ابوالفضل (ع) در بیان امام حسین علیه‌السلام

وقتی ابوالفضل علیه‌السلام از برادر و امامش حضرت حسین علیه‌السلام اجازه میدان خواست. امام علیه‌السلام به سختى گریست به گونه‏‌اى که محاسن شریفش از اشک دیدگانش‏‌، تر شد، و فرمود: «یا أَخی کُنْتَ الْعَلامَةَ مِنْ عَسْکَری وَ مُجْمِعَ عَدَدِنا، فَإِذا أَنْتَ غَدَوْتَ یَؤُلُ جَمْعُنا إِلَى الشِّتاتِ، وَ عِمارَتُنا تَنْبَعِثُ إِلَى الْخَرابِ»

برادر جان! تو نشانه (شکوه و عظمت و) برپایى سپاه من و محور پیوستگى نفرات ما هستى. اگر تو بروى (و شهید شوى)، جمعیّت ما پراکنده، و ویران مى‌‌‏شود.  (بحارالانوار علامه مجلسی، ج 45 ص 41)

همچنین نقل شده است: هنگامى که عباس علیه‌السلام شهید شد امام حسین علیه‌السلام فرمود: «الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی» اینک کمرم شکست و راه چاره بر من محدود شد.

آنگاه گریست و این اشعار را خواند:

اى بدترین مردم! با ستمکارى خویش بر ما تعدّى کردید، و با آیین پیامبر خدا محمّد صلى الله علیه و آله مخالفت ورزیدید.

آیا بهترین پیامبر، سفارش ما را به شما نکرده بود؟ آیا ما از نسل پیامبر راستین نیستیم؟

آیا جز این است که حضرت زهرا علیهاالسلام مادر من است نه شما؟ آیا او از نسل بهترین انسان‌‏ها نبود؟

به سبب جنایتى که مرتکب شدید ملعون و خوار گشتید، و به زودى گرفتار آتش شعله‏‌ور الهى خواهید شد. (مناقب ابن شهر آشوب، ج 4 ص 117 ؛ بحارالانوار، ج 45 ص 40 ؛ عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها، پیامدها، ص 493)

ادامه نوشته

حدیث روز/ پرهیز از پوشیدن لباس شهرت و انگشت نما

قالَ الاْمامُ الْحُسَيْن - عليه السلام - : مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يُشْهِرُهُ كَساهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.

امام حسين - عليه السلام - فرمود: هركس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت - بپوشد، خداوند او را در روز قيامت لباسي از آتش مي پوشاند.

«الكافي، ج 6، ص 445، ح 4»