سخن امام جواد(ع) درباره نشستن در پایین مجلس

امام نهم حضرت جوادالائمه عليه‏ السلام فرمودند :
هر كه از نشستن در پايين مجلس خرسند باشد، خدا و فرشتگانش پيوسته بر او درود مى‏ فرستند تا آن‏گاه كه برخيزد.

متن حدیث:


قال الامام الجواد علیه السلام : مَن رَضِيَ بِدونِ الشَّرَفِ مِنَ المَجلِسِ لَم يَزَلِ اللّه‏ُ و مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيهِ حَتّى يَقومَ.


«تحف العقول، صفحه 486»

رواياتی از امام جواد عليه السّلام در باره حضرت ولی عصر(عج)

امام محمد بن علی بن موسی(ع) همانند پیامبر اکرم(ص) و تمامی امامان پیش از خود، به ظهور منجی آخرالزمان بشارت داده و خصوصیاتی از آن حضرت(عج) بیان فرمونده اند

روایت اول:

عبد العظيم حسنىّ گويد: بر مولاى خود امام جواد عليه السّلام وارد شدم و مى‏خواستم از قائم پرسش كنم كه آيا مهدى هم اوست يا غير او؟ امام آغاز سخن كرد و فرمود: اى ابو القاسم قائم ما همان مهدىّ است كسى كه بايد در غيبتش او را انتظار كشند و در ظهورش او را فرمان برند و او سومين از فرزندان من است و سوگند به كسى كه محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به نبوّت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانيد اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى گرداند تا در آن قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد همچنان كه آكنده از ظلم و جور شده باشد و خداى تعالى امر او را در يك شب اصلاح فرمايد چنان كه امر موسى كليم اللَّه عليه السّلام را اصلاح فرمود، او رفت تا براى خانواده‏اش شعله‏اى آتش بياورد امّا چون برگشت، رسول و پيامبر بود.

سپس فرمود: برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.

عبد العظيم حسنىّ گويد: به امام جواد عليه السّلام گفتم: اميدوارم شما قائم اهل بيت محمّد باشيد كسى كه زمين را پر از عدل و داد نمايد همچنان كه آكنده از ظلم و جور شده باشد. فرمود: اى أبو القاسم! هيچ يك از ما نيست جز آنكه قائم به امر خداى تعالى و هادى به دين الهى است، امّا قائمى كه خداى تعالى توسّط او زمين را از اهل كفر و انكار پاك سازد و آن را پر از عدل و داد نمايد كسى است كه ولادتش بر مردم پوشيده و شخصش از ايشان نهان و بردن نامش حرام است، و او همنام و هم كنيه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است و او كسى است كه زمين برايش در پيچيده شود و هر دشوارى برايش هموار گردد و از اصحابش سيصد و سيزده تن به تعداد اصحاب بدر از دورترين نقاط زمين به گرد او فراهم آيند و اين همان قول خداى تعالى است كه فرمود: ايْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ

و چون اين تعداد از اهل اخلاص به گرد او فراهم آيند خداى تعالى امرش را ظاهر سازد و چون عقد كه عبارت از ده هزار مرد باشد كامل شد به اذن خداى تعالى قيام كند و دشمنان خدا را بكشد تا خداى تعالى خشنود گردد.

عبد العظيم گفت: اى سرورم چگونه مى‏ دانید كه خداى تعالى خشنود گرديده است؟ فرمودند: در قلبش رحمت می افكند و چون به مدينه درآيد لات و عزّى را بيرون كشيده و آن دو را بسوزاند.

ادامه نوشته

دعایی که امام رضا(علیه السلام) از یوشع نبی نقل کرد

از امام رضا(علیه السلام) روایت شده است که هر کس دوست دارد با پیمانه کامل‌تر ثوابش داده شود و حقوق چیزهایی که خداوند به او انعام فرموده را به جا آورد، هر روز دعایی را بخواند که «یوشع» جانشین حضرت موسی(علیه السلام) می‌خواند.

شاید بسیاری از افراد ندانند که چطور و چگونه باید دعا کرده و خواسته خود را از خداوند متعال طلب کنند. امام علی‌بن موسی الرضا(علیه السلام) این موضوع را با دعاهای نورانی خود به ما می‌آموزد.آن امام رئوف در یکی از دعاهای خود که از حضرت یوشع بن نون (از پیامبران بنی‌اسرائیل و فاتح سرزمین فلسطین) نقل کرده است،‌ اینگونه خداوند سبحان را تسبیح می‌گوید:

«سبحان الله کما ینبغی لله، والحمدلله کما ینبغی لله، ولا اله الا الله کما ینبغی لله والله اکبر کما ینبغی لله ولا حول ولا قوة الا بالله، وصلی الله علی محمد و اهل بیته، النبی العربی الهاشمی و صلی الله علی جمیع المرسلین و النبیین حتی یرضی الله.»

خداوند متعال از هرگونه عیب و نقصی پاک و منزه است چنان که برای او شایسته است، و سپاس و ستایش برای خداوند است آنچنان که سزاوار اوست،‌ و هیچ معبودی جز خداوند نیست آنچنان که شایسته مقام وحدانیت است و خدا بزرگ‌تر از آن است که به وصف در آید، چنانکه شایسته آن است، و هیچ نیرو و قدرتی نیست مگر به اراده و کمک خداوند. و درود و رحمت خدا بر محمد(صلی الله علیه واله) و اهل بیتش باد، پیامبر عربی هاشمی، و درود و رحمت خداوند بر تمام فرستادگان الهی و پیامبران تا آنجا که خداوند از آن درود خشنود شود.

شبهات و ترفندهای وهابیت!

وهابیون در بین حجاج شیعه و بویژه ایرانیان کتاب های فارسی بر ضدّ شیعه را در موضوعات مختلف، در تیراژ بسیار بالا و به طور مجانی توزیع می کنند.
شبهات و ترفندهای وهابیت! . فرقه وهابیت از جمله فرقه های نوپدیدی است که در حال حاضر پایگاه اصلی آنها در عربستان می‌باشد و به گونه‌ای سیطره و جایگاه محکمی دارند که می توان ادعا کرد حکومت آن کشور را کاملا در دست دارند و از این رهگذر و بهره‌مندی از امکانات و ثروت فراوان آنجا برای گسترش تفکر واندیشه وهابیت، فعالیت‌های شدید و گسترده ای را داشته و دارند.

آنان با ابزار و روش‌های مختلف همچون فضای ویژه و خاص حرمین شریفین و حضور میلیونی ضیوف الرحمن بهره‌گیری می کنند و نیز از فقر و تنگدستی مسلمانان و مراکز اسلامی برای تحقق اهداف خود سود می‌برند. از جمله این فعالیت‌ها می توان به حضور پررنگ آنان در کشورهای شبه قاره(هندوستان، پاکستان و افغانستان) و آفریقا اشاره نمود.

موسم حج یکی دیگر از فرصت هایی است که وهابیت از آن استفاده تبلیغی می نماید. از شیوه‌های متداول آنان، اعزام مبلغ در بین حجاج، توزیع گسترده و اهدای انواع کتب به زبان‌های مختلف می‌باشد.

به منظور، بررسی ماهیت این فرقه ضاله و شیوه‌های تبلیغی آن، به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین حسین‌پور مدیر گروه وهابیت اداره مشاوره نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، استاد دانشگاه و عضو گروه تاریخ دانشنامه حج و حرمین شریفین رفتیم، تا علت این امر و پیامدهای آن را جویا شویم.

ادامه نوشته

علت ازدواج امام جواد(ع) با دختر مأمون

این مسأله در انبیا و امامان گذشته هم بود؛ برخی زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، دختران افرادی بودند که حقوق اهل بیت و خاندان پیامبر را نادیده گرفته و سبب شهادت آنان شدند.


یکی از سوالات درباره امام محمدتقی(ع) ازدواج ایشان با دختر مامون است. آیا ازدواج امام جواد علیه‌السلام با دختر مأمون صحّت دارد؟ در صورت صحّت چرا امام با دختر چنین شخصی ازدواج کرد؟
مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم، در یادداشتی این مساله را بررسی کرده است.

دسیسه مامون برای امام جواد علیه‌السلام

«مأمون» پس از شهادت امام رضا علیه‌السلام در سال 203 هـ ق از خراسان به بغداد آمد، دید نه تنها اهل خراسان، بلکه شیعیان در بغداد و عراق او را قاتل امام خود می‌دانستند. او را مورد لعن و سرزنش قرار می‌دادند، به این فکر افتاد که خود را از آن جرم و گناه بیرون آورد و نظر شیعیان و علویان را نسبت به خود جلب نماید، از اینروی نامه‌ای برای امام جواد علیه‌السلام نوشت و با اکرام و احترام او را به بغداد خواست تا با این دسیسه ذهنیّتی که مردم از او دارند با تکریم و اکرام فراوان در انظار عمومی نسبت به امام علیه‌السلام خارج سازد. (شیخ عباس قمی، منتهی الآمال (انتشارات جاویدان علمی) ج 2، ص 370. داود الهامی، سیری در تاریخ تشیّع، قم: مکتب اسلام، ص 665 تا 669)

«شیخ مفید» به سند خود از «ریّان بن شبیب» روایت کرده که چون «مأمون» خواست دخترش ام‌الفضل را به عقد ازدواج امام جواد علیه‌السلام در آورد، بنی عباس مطلع شده و بر آنان بسیار گران آمد و از این تصمیم مأمون به شدّت ناراحت شدند و از این ترسیدند کار حضرت جواد علیه‌السلام بدان جا بکشد که کار پدرش حضرت رضا علیه‌السلام کشید و منصب ولیعهدی مأمون به آن حضرت و در نتیجه خلافت به بنی هاشم منتقل شود.
از این رو تشکیل جلسه داده و در این باره به گفتگو پرداختند و به نزد مأمون آمده و با اعتراض به کاراو، گفتند: ای امیرالمؤمنین تو را به خدا سوگند می‌دهیم از تصمیم خود درباره تزویج محمد بن علی صرف نظر کن، زیرا از این می‌ترسیم که بدینوسیله منصبی را که خداوند به ما داده از چنگ خارج ساخته و لباس عزت و شوکتی را که خدا به ما پوشانیده، از تن ما به در آوری، زیرا تو به خوبی کینه دیرینه و تازه ما را به این گروه (بنی هاشم) می‌دانی و از رفتار خلفای گذشته با آنان آگاهی که (بر خلاف تو) آنان را تبعید می‌کردند و کوچک می‌نمودند و ما در آن رفتاری که تو نسبت به پدرش حضرت رضا علیه‌السلام انجام دادی در تشویش و نگرانی بودیم تا این که خداوند اندوه ما را از طرف او برطرف ساخت.
تو را به خدا دست از این کار بردار دوباره ما را به اندوهی که به تازگی از سینه های ما دور شده، باز مگردان و رأی خویش را درباره تزویج «ام الفضل» با فرزند علی بن موسی الرضا علیه‌السلام تجدید نظر کن.
«مأمون» به آنان گفت: «اما بینکم و بین آل ابیطالب ..... و لو انصفتم القوم لکانوا اولی بکم» (شیخ مفید، تاریخ ارشاد (انتشارات علمیه اسلامیه) ج 2، ص 269. داود الهامی سیری در تاریخ تشیّع، مکتب اسلام، ص 666)
سزاوارتر از شما هستند (به مقام خلافت و زمامداری) و اما رفتار خلفای قبل از من نسبت به آن‌ها (که یادآور شدید) آنان با این عمل قطع رحم و خویشاوندی کردند و پناه می‌برم به خدا که من نیز همانند آنان باشم به خدا سوگند من از آن چه نسبت به ولیعهدی علی بن موسی علیه‌السلام انجام دادم، هیچ پشیمان نیستم و به راستی من از او خواستم که کار خلافت را به دست بگیرد و من از خودم آن را دور سازم ولی او قبول نکرد و مقدّرات خداوند همان بود که دیدید.
اما این که من محمد بن علی (امام جواد) را برای دامادی خود برگزیدم، به خاطر برتری اوست با خردسالیش در علم و دانش بر همه دانشمندان زمان و راستی که دانش او شگفت انگیز است و من امیدوارم آن چه که من از او می‌دانم برای مردم آشکار کند تا بدانند که رأی صحیح همان است که من درباره او داده‌ام.

ادامه نوشته

چرا امام رضا(ع) فرمود مولودی بابرکت‌تر از حضرت جواد(ع) نیست

در محضر امام رضا(ع) بودیم که ابو جعفر (امام جواد) را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آرى، این همان مولودى است که در اسلام بابرکت‏تر از او زاده نشده است»

خبرگزاری فارس: چرا امام رضا(ع) فرمود مولودی بابرکت‌تر از حضرت جواد(ع) نیست

حضرت امام رضا علیه‌السلام در روایتی درباره امام محمد تقی جواد‌الائمه فرموده است: «این مولودى است که براى شیعیان ما، با برکت‏تر از او زاده نشده است.»

برای تحلیل این موضوع، دیدگاه استاد مهدی پیشوایی در کتاب سیره پیشوایان را می‌خوانیم.

احادیث درباره پربرکت‌ترین مولود شیعه

در خانواده امام رضا – علیه‌السلام - و در محافل شیعه، از حضرت جواد – علیه‌السلام -، به عنوان مولودى پرخیر و برکت یاد مى‌‏شد. چنانکه «ابو یحیاى صنعانى» مى‏گوید: روزى در محضر امام رضا – علیه‌السلام -، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «این مولودى است که براى شیعیان ما، با برکت‏تر از او زاده نشده است»

گویا امام، به مناسبت‌هاى مختلف، از فرزند ارجمند خود با این عنوان یاد مى‏کرده و این موضوع در میان شیعیان و یاران امام رضا – علیه‌السلام - معروف بوده است، به گواه اینکه دو تن از شیعیان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» مى‏گویند: در محضر امام رضا – علیه‌السلام - بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آرى، این همان مولودى است که در اسلام بابرکت‏تر از او زاده نشده است»

باز «ابو یحیاى صنعانى» مى‏‌گوید: در مکه به حضور امام رضا – علیه‌السلام - شرفیاب شدم، دیدم حضرت موز را پوست مى‏کند و به فرزندش ابو جعفر مى‏دهد. عرض کردم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ فرمود: «آرى، این مولودى است که در اسلام مانند او، و براى شیعیان ما، با برکت‏تر از او زاده نشده است»

ادامه نوشته

توصیه امام رضا(ع) به جوادالائمه(ع) هنگام ترک مدینه

مردی از اهالی سجستان خراسان در سفر حج به محضر امام جواد(ع) رسید و از بدهی خود در دیوان والی شهر خود صحبت کرد و اعلام کرد که والی سرزمین ما، شما خاندان پیامبر را دوست دارد، با نامه‏ای از او بخواهید در مالیات به من احسان کند!

خبرگزاری فارس: توصیه امام رضا(ع) به جوادالائمه(ع) هنگام ترک مدینه

امام جواد(ع) پیشوای نهم شیعیان در سال 203 هجری قمری پس از شهادت پدر بزرگوارش امام رضا(ع) در سن هشت سالگی، به تصریح پیشوایان گذشته و با تعیین امام رضا(ع) عهده‏دار منصب امامت و خلافت خدا در زمین شد.

بیشتر عمر 25 ساله حضرت یعنی 17 سال دوران امامت او با زمامداری مأمون (218- 203) و معتصم (220- 218) مصادف بود.

به مناسبت میلاد سراسر نور جوادالائمه(ع) مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم یادداشتی را در خصوص «فضائل و برخی کرامات امام جواد(ع)» در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که در ادامه می‌آید:

ادامه نوشته

ماجرای نامه امام جواد علیه السلام به فرماندار سیستان

در باره اهتمام اهل بیت علیهم السلام به امور مسلمین بخصوص شیعیان سخن فراوان است. در این زمینه بسنده می کنیم به فرمایش امام صادق علیه السلام به ابوبصیر که فرمود : «... و عرفنا شیعتنا کعرفان الرجل اهل بیته ».(1) ما شیعیان خود را می شناسیم ، همانگونه که یک فرد، خانواده خود را می شناسد.

در همین ارتباط داستان عنایت امام جواد(ع) به یکی از شیعیان جالب است. مردی از اهالی سیستان که در یک سفری با امام محمدتقی(ع) همراه شده، خاطره ای شنیدنی از آن سفر را گزارش کرده است، او می گوید: در سال اول خلافت معتصم من با امام نهم همسفر شدم. در همه موارد با هم بودیم. روزی در سر سفره غذا نشسته بودیم که عرض کردم: فدایت شوم! فرماندار شهر ما، یکی از دوستان و شیفتگان شما اهل بیت علیهم السلام است. مأمورین او برای من مالیات نوشته و پرداختن آن برایم سنگین است. شما لطف کنید و نامه ای برای او بنویسید که با من مدارا کند. امام فرمود: من او را نمی شناسم. گفتم: فدایت شوم! همان طوری که عرض کردم، او از محبین شما اهل بیت است. نامه شما برای من در نزد او خیلی کارساز و مشکل گشا خواهد بود. امام کاغذی را برداشته و چنین نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم؛ اما بعد، حامل این نامه به تو، نکته زیبائی را یادآور شد که تو به آئین پسندیده ای گرایش داری! مطمئنا تو در مقابل عمل نیک، پاداش نیکی خواهی داشت. به برادرانت احسان کن و بدان خداوند عزیز و جلال از ریزترین اعمال و رفتارت سؤال خواهد کرد.

مرد می گوید: قبل از رسیدن من به سیستان، حسین بن عبدالله نیشابوری (فرماندار سیستان) از نامه امام باخبر شده بود و هنگامی که من به شهرم نزدیک می شدم، هنوز دو فرسخ مانده بود که به استقبالم آمد. نامه را به او دادم او آن را بوسیده و روی چشمانش گذاشت و به من گفت: چه می خواهی؟ گفتم: در دفتر محاسبات شما برای من مالیاتی نوشته اند که توان پرداخت آن را ندارم. دستور داد آن را برای من ببخشند و اضافه کرد: تا زمانی که من فرماندار شهر شما هستم، تو را از خراج و مالیات معاف کردم. سپس از خانواده ام پرسید و من وضعیت اقتصادی خود و خانواده ام را برایش شرح دادم. او دستور داد که در مورد مشکل معیشتی من اقداماتی انجام شود و مقداری هم اضافه به من کمک کرد. تا او زنده و در منصب فرمانداری سیستان بود، از من مالیات و خراج نگرفتند و احسان و عطایایش را تا آخر از من قطع نکرد. (2)

پانوشتها:

1. بحارالانوار ، ج 26 ، ص 124

2. تهذیب الاحکام، ج 6، ص

فراخوانی شیاطین: جهان در آستانه پایان

فراخوانی شیاطین: جهان در آستانه پایان

سخنان استاد شفیعی سروستانی در شصت و یکمین نشست از سلسله نشت‌های فرهنگ مهدوی که در این برنامه به بیان موضوع فراخوانی شیاطین و نحوه ورود شیاطین به دنیای ما در آخرالزمان و وضعیتی که جهان در این دوران دارد و تنها راه نجات ...  پرداخته می شود.

دانلود : فراخوانی شیاطین

امروز چشم شهیدان به شماست ، بپا خیزید !

جنگ قرقيسيا

قرقيسيا شهرى كوچك نزديك سرچشمه رود خابور در نهر فرات است كه امروز به ويرانه اى نزديك شهر دير الزور ، كنار مرز سوريه تبديل شده و به مرز تركيه هم نسبتاً نزديك است .اين شهر ، به سبب قرقيسيا بن طهمورت ملك به اين نام ناميده شد و یا قرقيسيا معرّب كركيسيا است كه برگرفته از « كركيس » ، نام محل اسب دوانى است كه به عربى «حلبه» مى گويند و در شعر ، بسيارى اوقات بصورت مقصور مى آيد

معجم البلدان حموى  مى گويد : اين شهر ، به سبب قرقيسيا بن طهمورت ملك به اين نام ناميده شد . حمزه اصفهانى مى گويد : قرقيسيا معرّب كركيسيا است كه برگرفته از « كركيس » ، نام محل اسب دوانى است كه به عربى «حلبه» مى گويند و در شعر ، بسيارى اوقات بصورت مقصور مى آيد . ( آخرش حذف مى شود ) .
برخى روايات در مورد نبردى بزرگ در آن سامان سخن گفته كه بعضى وقت آن را معين كرده و بين بنى عباس و بنى اميه دانسته اند . بعضى روايات هم آن را به سفيانى ربط داده اند كه در زمان امام مهدى(عليه السلام) خواهد بود اما برخى ديگر ، سبب درگيرى را گنجى مى دانند كه در مسير فرات پيدا مى شود و بين سفيانى و اتراك اختلاف پيش مى آيد .

نبرد-منجی سلام


از جمله روايات ، كافى از امام باقر(عليه السلام) آورده است كه به ميسّر فرمود : فاصله شما و قرقيسيا چقدر است ؟ عرض كردم : نزديك است ، كنار ساحل فرات ، فرمود : اتفاقى در آنجا خواهد افتاد كه از روزى كه خدا آسمان ها و زمين را آفريده و تا زمانى كه آسمان ها و زمين وجود خواهند داشت ، مانند آن وجود نداشته و نخواهد داشت . (ميدان جنگ) سفره پرندگان خواهد بود و درندگان زمين و پرندگان آسمان ، از آن سفره سير خواهند شد . افراد قبيله « قيس » در آن نبرد كشته مى شود و خونخواه و طرفدارى نخواهند داشت .
ادامه نوشته

فیلم/ 5 محور بیانات رهبر انقلاب درباره انتخابات

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری فیلمی با عنوان «5 محور بیانات رهبر انقلاب درباره انتخابات ریاست جمهوری» را منتشر کرد.
 
 

فیلم/ اعترافات دو جاسوس ایرانی که اعدام شدند

دو جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی موساد و CIA سحرگاه امروز یک‌شنبه به دار مجازات آویخته شدند.
 

معنی این تصویر را فقط شیعه می‌فهمد

به دنبال تهدید تروریستهای سلفی سوری مبنی بر جسارت به آستان مقدسه حرم حضرت زینب (سلام الله علیها)؛ پرچم گنبد حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) بر فراز گنبد حرم خواهر گرامی‌شان به اهتراز در آمد.

شش خصلت زیبا در کلام امام جواد(ع)

 جوادالائمه امام محمد تقی عليه السلام فرمودند: سه چيز است كه اگر در كسى باشد سبب خوشنودى خداست: * زياد استغفار كردن * همنشينى خوب *  و زياد صدقه دادن

و سه چيز است كه هركس دارا باشد پشيمان نمى شود : * پرهيز از عجله و شتاب * مشورت در كارها * و توكل بر خدا وقتى تصميم به انجام كارى گرفتی.

متن حدیث:

قالَ الْجَوادُ عليه السلام: ثَـلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه ِ تَعالى: كِثْـرَةُ الاْءسْتِغفـارِ وَلِينُ الْجانِبِ وَكَثْرةُ الصَّدَقَةِ. وَثَـلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ لَمْ يَنْـدَمْ: تَرْكُ الْعَجَلةِ وَالمْشَوَرَةِ وَالتَّوَكُّلِ عَلىَ اللّه ِ عِنْدَ الْعَزْمِ.


«الفصول المهمه، صفحه 275»

مرقد شهيد آيت الله حكيم

 آيت الله سيد محمد باقر حكيم فرزند آيت الله العظمي سيدمحسن طباطبايي حكيم در شهر نجف متولد شد. نسب خاندان حكيم كه از سادات طباطبايي محسوب مي گردند به امام حسن مجتبي(ع) بر مي گردد. جد اين خاندان، يعني آيت الله سيدمهدي حكيم از بزرگان علما و سرآمد مجتهدان عصر خود بود كه چندي در لبنان اقامت داشت و در آنجانيز به خاك سپرده شد.
 
تلاش هاي آيت الله سيدمحسن حكيم در حوزه نجف هم زمان با تهاجم نيروهاي انگليسي به عراق در آغاز جنگ جهاني اول و اشغال اين كشور بود. آيت الله حكيم جوان نيز همگام با ديگر علماي مبارز در صفوف مجاهدين در جبهه هاي نبرد به رويارويي با متجاوزان پرداخت. حكيم در زمره مراجعي است كه از هوشياري سياسي بالايي بهره مند بود. ايشان نخستين مرجعي است كه نسبت به صدور حكم جهاد با غاصبان قدس شريف اهتمام ورزيد و به مبارزه مجاهدين فلسطيني به منظور احقاق حقوق قانوني شان مشروعيت ديني بخشيد. فتاواي وي درباره عمليات فداييان فلسطيني عليه متجاوزان به سرزميني كه قبله اول مسلمين جهان شهره عام و خاص است.
 
سيدمحمدباقر حكيم نزد آيات عظام سيديوسف حكيم، سيدابوالقاسم خويي و سيدمحمدباقر صدر تلمذ كرد و در سن بيست و پنج سالگي از سوي آيت الله ياسين به درجه اجتهاد نائل آمد. وي از 24 سالگي به عرصه سياست گام نهاد و در 1959 در بنيانگذاري «حزب الدعوه الاسلامية» زير نظر پدرش مشاركت داشت. محمدباقر حكيم در خلال سال هاي 1964تا 1965 به عنوان استاد علوم قرآني در «كليه اصول الدين» (دانشكده الهيات) بغداد به تدريس اشتغال داشت. حضور در جمع اساتيد دانشگاهي در انفتاح فكري او موثر بود. وي همواره در كنار اشتغالات علمي و ديني به سياست نيز توجه خاصي داشت. همين امر باعث شد در مدت اقامت در عراق سه مرتبه از سوي ماموران حزب بعث دستگير و در آخرين مرتبه محكوم به اعدام گردد كه البته پس از گذراندن هيجده ماه زندان در پي صدور عفو عمومي رهايي يافت و چند ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ناگزير رهسپار ايران شد. در خلال حدود 24 سال شمار 50 نفر از افراد خاندان حكيم به دست حزب بعث حاكم بر عراق به شهادت رسيدند كه سرشناس ترين آنها عبارتند از: آيت الله سيدعبدالصاحب حكيم، حجت الاسلام سيد علوم الدين حكيم، حجت الاسلام سيدمحمدحسين حكيم، حجت الاسلام سيدكمال حكيم، حجت الاسلام سيدعبدالوهاب حكيم، سيداحمد حكيم، آيت الله سيدمجيد حكيم، حجت الاسلام دكتر سيدعبدالهادي حكيم، حجت الاسلام سيدحسن حكيم، حجت الاسلام سيدحسين حكيم، حجت الاسلام سيدمحمدرضا حكيم، سيدمحمد حكيم، سيدمحمدعلي حكيم، سيدضياءالدين حكيم، سيدبهاءالدين حكيم، حجت الاسلام سيدمحمدمهدي حكيم. كه در اين ميان شش نفر از برادران آيت الله سيدمحمدباقر صدر در خيل شهدا هستند. پس از خاندان حكيم، مي توان از خاندان هاي «صدر»، «شبر» و «بحرالعلوم» ياد كرد كه متحمل آسيب هاي فراواني از سوي رژيم بعث حاكم بر عراق شدند.
 
يادآوري اين نكته ضروري است كه تاكنون از سوي سازمان اطلاعات و امنيت رژيم سابق عراق (استخبارات) هشت مرتبه به جان آيت الله سيدمحمدباقر حكيم سوءقصد شده كه همه آنها با ناكامي مواجه شد.
آيت الله سيد محمد باقر حكيم مدت 23 سال در ايران بود و بجز يك دوره 30ماه كه ايت الله شاهرودي رياست مجلس اعلا شيعيان عراق را بر عهده داشت عهده دار اين مسوليت بود.
 
ايشان بسيار مورد علاقه شيعيان عراقي بودند و اين موضوع را دوست ودشمن به ان اذعان داشت.مثلابيل كلينتون در نامه‌اي به آيت‌الله حكيم از او به عنوان رهبر روحي و معنوي ميليون‌ها عراقي نام برد و اين ديدگاه كلينتون هنوز نيز از طرف مقامات رسمي صحيح تلقي مي‌شود.
 
شهادت
 
آيت الله سيد محمد باقر حكيم در تاريخ 7 شهريور سال 82 مصادف با اول رجب سال 1424 ميلاد با بركت امام محمد باقر پس از اقامه نماز جمعه در حين خروج از مرقد مطهر حضرت امام علي (ع) در يك عمليات تروريستي به شهادت رسيدند.






مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد

امیرالمومنین علی (علیه اسلام) فرمودند: بر شما باد به تلاش و سخت كوشى و مهيا شدن و آماده گشتن و توشه برداشتن از سراى توشه (دنيا). مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد چنان كه ملت‌هاى گذشته و اقوام پيشين را فريفت.

متن حدیث:

عَلَيكُم بِالجِدِّ وَالجتِهادِ وَ التَّأَهُّبِ وَ الاِستِعدادِ وَ التَّزَوُّدِ فى مَنزِلِ الزّادِ وَ لاتَغُرَّنَّكُمُ الحَياةُ الدُّنيا كَما غَرَّت مَن كانَ قَبلَكُم مِنَ المَمِ الماضيَةِ وَالقُرونِ الخاليَةِ؛

شش خصلت زیبا در کلام امام جواد(ع)

امام جواد علیه السلام: سه چيز است كه هركس دارا باشد پشيمان نمى شود :پرهيز از عجله و شتاب، مشورت در كارها و توكل بر خدا وقتى تصميم به انجام كارى گرفتی.
جوادالائمه امام محمد تقی عليه السلام فرمودند: سه چيز است كه اگر در كسى باشد سبب خوشنودى خداست: * زياد استغفار كردن * همنشينى خوب *  و زياد صدقه دادن

و سه چيز است كه هركس دارا باشد پشيمان نمى شود : * پرهيز از عجله و شتاب * مشورت در كارها * و توكل بر خدا وقتى تصميم به انجام كارى گرفتی.

متن حدیث:

قالَ الْجَوادُ عليه السلام: ثَـلاثٌ يَبْلُغْنَ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه ِ تَعالى: كِثْـرَةُ الاْءسْتِغفـارِ وَلِينُ الْجانِبِ وَكَثْرةُ الصَّدَقَةِ. وَثَـلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ لَمْ يَنْـدَمْ: تَرْكُ الْعَجَلةِ وَالمْشَوَرَةِ وَالتَّوَكُّلِ عَلىَ اللّه ِ عِنْدَ الْعَزْمِ.


«الفصول المهمه، صفحه 275»

آنچه می توان از شیطان آموخت

وقتی مقصد معبود باشد در مسیر رسیدن از شیطان هم می توان آموخت.
داستان حضرت نوح و لجاجت و سرسختی قومش در پذیرش نصایح و هدایت های او به سوی یکتاپرستی، آستین نوح را برای ساخت کشتی عظیم به فرمان خدا بالا برد. وقتی کار ساخت کشتی به پایان رسید به فرمان خداوند از هر حیوانی یک جفت به داخل کشتی برد الاغ از کشتی بیرون ماند هر چه نوح او را وادار کرد سوار نمی شد نوح خشمگین شد و گفت : سوار شو ای شیطان! شیطان این سخن نوح را شنید و خود را در پی الاغ آویزان کرد و داخل کشتی شد کشتی به حرکت درآمده بود چشمان نوح در حالی به شیطان افتاد که به صدر کشتی نشسته بود پرسید: چه کسی به تو اجازه سوار شدن داد؟ گفت: مگر تو نگفتی سوار شو از شیطان... ای نوح تو بر من حقی داری و بر من نیکی کرده ای می خواهم آن را جبران کنم نوح پرسید آن خدمت چه بوده است؟

شیطان : تو دعا کردی قومت به یک ساعت هلاک شوند اگر تو این دعا را نمی کردی من حیران می ماندم از این که چگونه و با چه وسیله ای آن ها را گمراه و منحرف سازم و تو این زحمت مرا کم کردی، خداوند به نوح وحی کرد که سخن شیطان را گوش کن. نوح به شیطان گفت: آنچه را می خواستی بگویی بگو: تو را از چند خصلت نهی می کنم اول این که از کبر پرهیز کن زیرا اولین گناهی که نسبت به خداوند انجام شد همین کبر بود چون پروردگار مرا مامور به سجده آدم کرد تکبر ورزیدم و از عالم ملکوت خارج شدم.

دوم این که از حرص دوری کنم زیرا خداوند تمام بهشت را برای پدرت آدم مباح گردانید و فقط او را از یک درخت نهی کرد اما حرص آدم او را واداشت تا از آن درخت بخورد و دید آنچه باید ببیند.

سوم این که هیچ گاه با زنی بیگانه و نامحرم تنها مباش، مگر این که سوم شخصی در آن جا باشد. نوح دانست شیطان او را سرزنش می کند او بعد از طوفان پانصد سال گریه کرد از این رو نوح لقب گرفت و پیش از آن عبدالجبار نام داشت.

هیچ کس چون او نشناخت!

هیچ کس چون او نشناخت!

«ای کمیل! هنگامی که شیطان در سینه تو وسوسه می‌کند، بگو پناه می‌برم به خدای قدرتمند از شرّ شیطان گمراه کننده و پناه می‌برم به محمّد پسندیده از شرّ آنچه تقدیر و حکم می‌شود و پناه می‌برم به خدای مردم از شر اجنّه و انسان‌ها همگی و صلوات بر پیغمبر و آل او می‌فرستم. کفایت می‌کند خداوند تو را از زحمات و آزار ابلیس و یاران او، اگرچه همگی مانند او می‌باشند.

امیر المؤمنین(ع) فرمودند:
«ای کمیل! هنگامی که شیطان در سینه تو وسوسه می‌کند، بگو پناه می‌برم به خدای قدرتمند از شرّ شیطان گمراه کننده و پناه می‌برم به محمّد پسندیده از شرّ آنچه تقدیر و حکم می‌شود و پناه می‌برم به خدای مردم از شر اجنّه و انسان‌ها همگی و صلوات بر پیغمبر و آل او می‌فرستم. کفایت می‌کند خداوند تو را از زحمات و آزار ابلیس و یاران او، اگرچه همگی مانند او می‌باشند.
ای کمیل! به درستی که برای آنها خدعه‌ها، نیرنگ‌ها، جنجال‌ها، زیورها، وسایل فریبنده، وسوسه، القاهای باطلِ لشکریان و سواران است که بر هر کسی به اندازه قدر و منزلتش در اطاعت و معصیت الهی قرار می‌گیرند تا به همان اندازه بر او غلبه کنند.
ای کمیل! دشمنی از آنان شدیدتر نیست و ضرر زننده‌ای بالاتر از آنها برای تو وجود ندارد. آرزویشان این است که تو در فردای قیامت با آنان در عذاب داخل شوی، عذابی که از ایشان کم و کوتاه نمی‌گردد و در آن جاودان خواهند بود.
ای کمیل! غضب خداوند تعالی فرا می‌گیرد هر کسی را که از ایشان دوری و احتراز نکند، به واسطه کمک از اسم خداوند و پیغمبرش و اسماء و اولیائش (ائمه(ع)).
ای کمیل! به درستی که شیطان (شیاطین) تو را فریب می‌دهند (تو را به خودشان دعوت می‌کنند)پس اگر ایشان را اجابت نکردی، به وسیله خودت، تو را گول می‌زنند، به اینکه خواسته‌ها و تمایلات منفی تو را، مثبت و زیبا جلوه می‌دهند و امر و نهی به تو می‌کنند(امر به گناه و نهی از طاعت و عبادت) و سپس ظنّ و گمان تو را به خدا نیکو می‌دارند تا تو را امیدوار ساخته و با این رجاء و امید کاذب تو را به گناه وادار کنند و حال آنکه جزای معصیت، آتش است.
ای کمیل! به خاطر بسپار فرمایش حق تعالی را که فرموده: «شیطان انسان‌ها را می‌فریبد و با زینت‌های دروغین گول می‌زند و مردم را به آرزوها وادار می‌کند» یا به تعبیر دیگر، خداوند، ایشان را مهلت می‌دهد.
ای کمیل! یاد آور قول خدا را به ابلیس که فرمود: «برو بر بندگان من، با سواران و لشکریانت شبیخون بزن و در اموال و اولاد ایشان شریک شو و وعده بده ایشان را که شیطان، وعده نمی‌دهد ایشان را مگر، وعده‌های فریبنده.» به درستی که ابلیس از طرف خودش به مردم، وعده نمی‌دهد و به درستی از جانب خدایش وعده می‌دهد تا ایشان را به گناه وادار سازد و در مهلکه بیاندازد.
ای کمیل! به درستی که ابلیس به سمت تو می‌آید به مکر خیلی ظریف و دقیقی که (تو متوجّه آن نشوی) پس تو را امر می‌کند به آن امور که می‌داند تو به آن امور عبادی عادت کرده‌ای و طوری تو را به عبادت می‌خواند که فکر می‌کنی فرشته‌ای بزرگوار می‌باشد که تو را امر می‌کند؛ امّا آن نیست، مگر شیطان رجیم. پس وقتی که به آن اوامر ظاهراً پسندیده اعتماد کردی و آرام گرفتی، تو را بر مهالک بزرگ که راه نجات در آن نیست، وادار می‌کند.

ادامه نوشته

این گونه شــیــطان بیچاره می شود

این گونه شــیــطان بیچاره می شود

ابلیس می‌گوید: من در پنج مورد، دیگر چاره و حیله‌ای ندارم که بتوانم بنی‌آدم را قبضه کنم و غیر این موارد، انسان‌ها در قبضة قدرت و وساوس من هستند:
1. کسی که با نیّت راست و درست به خداوند پناهنده شود و در تمامی کارهایش به خدا تکیه کند و به حبل او چنگ بزند؛
2. کسی که در طول روز و شب، ذکر مدام و توجّه مستمرّ به حق تعالی داشته باشد؛
3. کسی که برای برادر مؤمنش بپسندد و راضی باشد، هرچه را برای خود می‌پسندد و راضی است؛
4. کسی که در وقت رسیدن سختی‌ها ومصائب، بی‌تابی و ناشکری نکند و راضی به قضای الهی باشد؛
5. کسی که راضی و خشنود باشد، به آنچه که خداوند برای او روزی و مقدّر نموده و برای روزی خود مهموم و غمگین و ناراضی نباشد.

مهدى به هنگام ظهور ، عهد و پيمان هايى از پيامبر به همراه دارد

بحار الانوار  از سيد على بن عبد الحميد آورده است كه وقتى سپاه سفيانى به زمين فرو برود ، قائم در مكه و در كنار كعبه است و بدان چنگ زده است و مى گويد : من ولىّ الله هستم . پس بين ركن و مقام با وى بيعت مى كنند . . . عهدى از رسول خدا همراهش هست كه همگى پدرانش پايبند آن بودند . اگر مردم از اين جهت ، ترديدى داشته باشند ، ندايى از آسمان ( كه نام مهدى و اسم پدرش را سر مى دهد ) شنيده مى شود كه ترديدى براى مردم ، باقى نمى گذارد .

اثبات الهداة 3/582 .

مهدى ، راه راست است

ابوالحسن موسى بن جعفر(عليه السلام) نقل مى گوید كه از پدرم درباره تفسير آيه ( طه/135 ) پرسيدم : « فستعلمون من اصحاب الصراط السوى ومَن اهْتدى » فرمود : راه راست ، قائم است و هدايت يعنى كسى كه با اطاعت از او ، هدايت شده باشد . مانند اين سخن در قرآن ( طه /82 ) آمده: « وإنّى لغفارٌ لمن تاب و آمن وعمل صالحاً ثم اهتدى » ]يعنى كسى به راه راست هدايت شده است كه ولايت ما را داشته باشد[.

برهان 3/50 از همين منبع ; بحار الانوار 24/150.

تاثیر شگفت‌انگیز سجده بر سلامت انسان

اسلام دین همه بشریت است، بنابراین برای سعادت و بهتر زیستن او برنامه ویژه‌ای دارد و هیچ یک از دستورات و آموزه‌هایش بی حکمت و دلیل نیست.
یکی از آنها نماز و اعمال و اذکار مربوط به آن است. کارشناسان معتقدند خواندن نماز تنها غذای روح انسان نیست بلکه جسم انسان‌ها را نیز تقویت می‌کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می‌دهد.
روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه قرب به حق است و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگیزه فواید و آثاری از این دست، ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می‌تواند برای برخی از افراد مفید باشد.
به عنوان مثال در تحقیقات علمی و نظریات برخی کارشناسان علم طب و روانشناسی گفته شده؛ ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می‌شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی‌خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می‌کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می‌کند و این عمل باعث می‌شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.
نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره‌ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می‌دارد.
تقویت احشاء و ماهیچه‌های شکم، حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن، ساق پا و ران‌ها می‌شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمت‌های مختلف بدن سرعت می‌بخشد. سجده نیز ستون مهره‌های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می‌کند. سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی، زیبایی و طراوت پوست می‌شود. سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می‌دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران‌ها، کمک به نفخ معده و روده، بهبود فتق، از خواص نشستن بعد نماز است۱". 
اما در ابعاد روحی و معنوی نیز درباره این فریضه مهم و زیبای عبادی به ویژه سجده زیاد سخن گفته شده و بر طولانی نمودن و محافظت از آن تاکید شده است.
امام صادق(ع) درباره این‌که چرا دعا کردن در سجده توصیه شده است؟ در پاسخ به سعید بن یسار که پرسید: در حال رکوع دعا کنم یا سجود، فرمودند: " آری، در حال سجود دعا کن؛ زیرا نزدیک‌ترین حالت بنده به خداوند حالت سجده است. (در آن حال) برای دنیا و آخرتت به درگاه خداوند عز و جل دعا کن۱".
پیامبر خدا(ص)نیز درباره اثرات سجده طولانی، فرمودند: " اگر می‏‌خواهی خداوند تو را با من محشور فرماید در پیشگاه خدای واحد قهّار سجده طولانی کن۲".
همچنین امام صادق(ع) در این زمینه فرمودند: "گروهی خدمت رسول خدا(ص) آمدند و عرض کردند: ای رسول خدا، در برابر پروردگارت بهشت را برای ما ضمانت کن. رسول خدا(ص)فرمود: به شرط آن که شما نیز با سجده‏‌های طولانی مرا یاری دهید۳".
در روایتی از امام صادق(ع) نیز اثرات سجده کردن بر تربت امام حسین(ع) سوال شد که فرمودند: "سجده کردن بر تربت حسین علیه‏‌السلام حجاب‌های هفتگانه را می‏‌شکافد۴".
امام علی(ع) در حدیثی می‌فرمایند: " اگر نمازگزار می‏‌دانست که چه هاله‏‌ای از جلالتِ خدا او را فرا می‏‌گیرد، دوست نداشت که سر از سجده‏‌اش بر دارد۵".

منابع:

۱- موسسه تحقیقات حجامت ایران
۲- بحار الأنوار: ۸۵ / ۱۳۱ / ۶ منتخب میزان الحکمة: ۲۶۴
۳- بحار الأنوار: ۸۵ / ۱۶۴ / ۱۲ منتخب میزان الحکمة: ۲۶۴
۴- مالی الطوسیّ: ۶۶۴ / ۱۳۸۹ منتخب میزان الحکمة: ۲۶۴
۵- بحار الأنوار: ۸۵ /۱۵۳ / ۱۴ منتخب میزان الحکمة: ۲۶۶
۶- الخصال: ۶۳۲ / ۱۰ منتخب میزان الحکمة: ۳۲۶

وقتی وارثان "هند جگرخوار" در سوریه رسوا می‌شوند

جنگ احد، یکی از خاطرات تلخ مسلمانان صدر اسلام است، جنگی که در آن سرپیچی گروهی از صحابه از دستور نبی اکرم (ص) منجر به شکست مسلمین شد و بیش از 70 تن از مجاهدان مسلمان به شهادت رسیدند. سرشناس‌ترین شهید این جنگ، «حضرت حمزه سیدالشهدا سلام‌الله علیه» بود که داستان شهادتشان مشهورتر از آن است که نیازی به بازتکرار آن باشد.
آن‌چه شهادت حضرت حمزه (ع) را تلخ‌تر می‌کرد ماجرایی بود که پس از شهادت آن بزرگوار پیش آمد: «مثله شدن بدن آن شهید عزیز به‌دستور "هند"، همسر ابوسفیان و سرانجام واقعه‌ای شنیع که نام مادر معاویه را تحت عنوان هند جگرخوار در تاریخ ثبت کرد.»
اگرچه حقوق بشر دارای مبانی مختلفی است و هر یک از مبانی در حقوقی که برای انسان متصور می‌شوند با یکدیگر اختلاف دارند اما بعید است هیچ‌یک از مبانی مشهور حقوق بشری به اهانت به قبر یک انسان و یا مثله کردن انسان کشته شده در جنگ و «خوردن قلب او» رضایت دهد.
این هر دو عمل وقیح را تروریست‌‌های تکفیری سوریه طی چند هفته اخیر مرتکب شده‌اند. چنین رفتاری اگرچه شنیع است اما از سلفی‌ها بعید نیست چرا که تاریخ معاصر نشان می‌دهد این جماعت پلیدتر از آن هستند که از جنایت علیه بشریت ابایی داشته باشند.
پیروان مادر «معاویة ابن ابوسفیان» با ارتکاب این جنایات نشان داده‌اند که مدعیان غربی حقوق بشر از چه کسانی در سرزمین آشوب‌زده سوریه حمایت می‌کنند.
دست‌کم یکی از بهانه‌های حمایت از شورشیان سوریه مسائل حقوق بشری بوده است. در این تردیدی نیست که رسانه‌ها و مقامات غربی از حکومت سوریه به‌عنوان حکومتی یاد می‌کنند که مرتکب جنایت علیه بشریت شده است و به این دلیل، دیگر صلاحیت حکومت بر این کشور را ندارد.
جنایتکاران سلفی در شرایطی این دو جنایت شنیع را مرتکب شده‌اند که هم‌پیمانان غربی شورشیان سوریه در حال رایزنی‌های مختلف درخصوص نحوه افزایش کمک‌ها به آنان هستند. اصرار مکرر دو کشور بریتانیا و فرانسه مبنی بر لغو تحریم تسلیحاتی شورشیان عملا به‌معنای افزایش امکانات نظامی شورشیان سوریه و در نتیجه قوای سلفی است. درست است که تمام شورشیان سوری را تکفیری‌ها تشکیل نمی‌دهند اما تردیدی نیست که قدرت‌مندترین بازوی نظامی آنها را سلفی‌ها تشکیل می‌دهند.
به‌عبارت دیگر، غربی‌ها نمی‌توانند از یک‌سو مدعی تقویت نظامی شورشیان سوریه باشند و از دیگرسو، ادعا کنند که سلفی‌ها به تسلیحات آنها دست نخواهند یافت. سلفی‌هایی که در شرایط تحریم تسلیحاتی اتحادیه اروپا از طریق عربستان سعودی، قطر و ترکیه به سلاح دست یافته‌اند، چگونه ممکن است در شرایط رسمیت یافتن ارسال سلاح برای شورشیان سوریه، از آن محروم بمانند؟
تاکنون هر جنایتی که از سوی تکفیری‌ها انجام شده است، به‌نوعی توسط رسانه‌ها و حکام غربی به حکومت سوریه نسبت داده شده است، حتی پس از آنکه از سوی سازمان ملل متحد هم عنوان شد که شورشیان سوری مسوول استفاده از تسلیحات شیمیایی در این کشور هستند. اما این دو جنایت اخیر، با وضوح کامل مرتبط با جریان تکفیری است.
این تکفیری‌ها هستند که سابقه طولانی در اهانت به قبور دارند و تکریم قبور بزرگان را هم‌ردیف شرک می‌دانند و از سوی دیگر، کسی که با مثله کردن جسد سرباز سوری، اقدام به خوردن قلب وی کرده است، از سوی همان رسانه‌های غربی و حتی نزدیکان خودش به‌عنوان یکی از فرماندهان قوای سلفی در سوریه شناسایی شده است؛ بنابراین رسانه‌ها و مقامات غربی قادر نیستند که این موارد را به‌پای دولت سوریه بنویسند.
این دو جنایت که به‌معنای باخت بزرگ حقوق بشری شورشیان تکفیری در سوریه است، با سکوت مقامات غالب کشورهای غربی و عربی متحد شورشیان مواجه شده است اما خواه‌ناخواه، تاثیر خود را بر افکار عمومی جهانیان خواهد گذاشت.
در عصری که امکانات جهانی شدن، حاکمیت مطلق، انحصاری و بدون قید و شرط حکومت‌ها را با چالش مواجه کرده است، سکوت مقامات غربی نمی‌تواند از نفرت عمومی از شورشیان تکفیری سوریه جلوگیری کند.
ادامه این روند، به مرور منجر به زدودن مشروعیتی می‌شود که غربی‌ها با ابزارهای رسانه‌ای برای حمایت از شورشیان سوری ایجاد کرده بودند.

همواره ابرى بر سرش امام عصر عج سايه مى افكند و فرشته اى آنجاست

بيان شافعى از عبدالله بن عمرو آورده است كه رسول الله فرمود : مهدى در حالى خروج مى كند كه بر فراز سرش ابرى سايه افكنده است . منادى اى در ابر ندا مى دهد : اين مهدى ، خليفة الله است ، از او پيروى كنيد .

شافعى مى گويد : اين حديث حَسَن بوده ، جز از اين طريق ، براى ما روايت نشده ، ابو نعيم در مناقب المهدى آورده است.
در برخى روايات آمده است : روى سرش عمامه(و نه غمامه = ابر)است ، كه تصحيف و اشتباه مى باشد .
تلخيص المتشابه از عبدالله بن عمرو از پيامبر آورده است : مهدى خروج مى كند و بالاى سرش فرشته اى است كه ندا مى دهد : اين مهدى است ، از او پيروى كنيد .

بيان الشافعى  از ابن عمرو نقل مى كند : اين حديث حَسَن است و حافظان و برخى ائمه حديث آن را روايت كرده اند ، مانند ابونعيم و طبرانى و ... مانند روايت در المغربى  آمده است كه آن را حَسن دانسته ; نيز الشاميين طبرانى  مانند بيان شافعى ، در مواليد الائمه ووفياتهم به صورت مُرسَل آمده است : ابرى كه از تابش خورشيد جلوگيرى مى كند ، بر سرش سايه مى افكند و هر كجا كه مهدى برود ، همراهش مى چرخد و فرشته اى با صدايى فصيح ندا مى دهد : اين مهدى است . نيز ر.ك : صراط المستقيم  كه در آن آمده است : ابن منادى روايت كرده است : هر قومى ، با زبان خويش ، ندا را مى فهمند . اثبات الهداة  به نقل از منبع اخير .

نعمانىاز حسين بن على(عليه السلام) نقل مى كند : مردى خدمت امير مؤمنان رسيد و عرض كرد : ما را درباره مهدى آگاه بفرماييد ، فرمود : وقتى چند قرن گذشت و چند نسل در گذشتند و مؤمنان اندك شدند ، و مردم براى جنگ گِرْد آمدند و در راه حق فرياد برآوردند ، آن هنگام ، زمان مهدى است .

آن مرد عرض كرد : از نسل كيست ؟ فرمود : از بنى هاشم كه تبارى والا دارد و مانند كوه بلند عرب هستند ; اينها مانند آبگيرى هستند كه وقتى بدان بنگرند همچون درياست ; مهدى از نسل كسانى است كه پناهگاه عربند و در رخدادهاى ناگوار بدان پناه مى برند ; از تبار برگزيدگان عرب ، در زمانى است كه مردمى ناخالص وجود دارند .

هنگامى كه مرگ فرو مى بارد ، نمى ترسد ; وقتى حوادث بر همگان چيره شود ، ناتوان نمى شود; هنگامى كه شجاعى با وى هماوردى كند ، نمى هراسد و تلاشگر است; با افراد بسيارى كه دارد ، يارى مى شود ، پيروز است ، بى باك و شجاع ، ظالمان را ريشه كن مى كند ، استوار ، توانمند و قوى است ، شمشير خدا و سردمدار خوبان و نيكوكاران است; در عالى ترين درجه مَجْد و سيادت ، پرورش يافته ; در گرامى ترين تبار ، سرافرازى اش ثابت و استوار است ; اگر پيشامدى با تمام وجود ، به فتنه گرى بپردازد ، تو را از بيعت با او باز ندارد . اين گونه پيشامدها اگر به سخن آيد ، بدترين دعوت كننده به شر است و اگر سخن نگويد ، فساد و تباهى دربر دارد .

آن گاه امام صفات مهدى را بازگو كرد : امن و امانش ، فراگير است . بيشتر از همه ، دانش دارد . بيش از همه ، صله رَحِم به جا مى آورد . خدايا ، ظهورش را باعث خروج از شبهات قرار ده ! تفرقه و پراكندگى امت را توسط او به وحدت تبديل كن ! اگر خدا خواست ]كه در ركابش باشى[ عزمت را جزم كن ، و اگر براى خدمت به مهدى موفق شدى ، روى برمگردان ! اگر به سويش هدايت شدى ، از او مگذر ! سپس امام به سينه اش اشاره كرد و آهى كشيد كه نشانه اشتياق به زيارت مهدى بود .

آیا از گناه اجتناب کنیم، امام زمان(عج) به ما سر می زند؟

اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا 'اورع الناس من تورّع عن المحرمات' . . .

معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست، اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث هم‌دلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان(عج) به ما سر می‌زند؟

قطعا گناه کردن، مهم‌ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان(عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌فرماید: "ما را از ایشان(شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌داریم و از ایشان نمی‌پسندیم."

آیت‌آلله بهجت نیز بیان فرموده‌اند: اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا "اورع الناس من تورّع عن المحرمات"؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: "ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی(عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است."

از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: "هرکس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود."

بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت.

وقتی گناهان کوچک بلای جان می شود!

«ایّاکم و المُحقّرات من الذّنوب ... ؛ از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت می گردد.» وقتی گناهان کوچک بلای جان می شود!

امام صادق (علیه السّلام) فرمود: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم همراه یاران (در سفری) در سرزمین بی آب و علفی فرود آمد، به یارانش فرمود: «ائتوا بحطب»، «هیزم بیاورید» که از آن آتش روشن کنیم تا غذا بپزیم.
یاران عرض کردند: اینجا سرزمین خشکی است و هیچگونه هیزم در آن نیست!
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «بروید هر کدام هر مقدار می توانید جمع کنید» آنها رفتند و هر یک مختصری هیزم یا چوب خشکیده ای با خود آورد و همه را در پیش روی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) روی هم ریختند، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«هکذا تجتمع الذنوب»، «این گونه گناهان، روی هم انباشته می شوند»، سپس فرمود:
«ایّاکم و المُحقّرات من الذّنوب ... ؛ از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت می گردد.»
امام صادق (علیه السّلام) فرمود:
«لا صَغیرة مع الاِصرار؛ در صورت اصرار، گناه صغیره ای نباشد.»

قطره ای از جود و بخشش امام رضا (علیه السلام)

 آن حضرت بسیار احسان می کرد و صدقه پنهانی می داد و بیشتر صدقات او در شبهای تاریک بود و اگر کسی ادعا کند که مثل آن حضرت را در جود و سخاوت دیده است، تصدیقش نکنید.در وقت غذا خوردن، اولا ظرف بزرگی را نزدیک سفره می گذاشت و از هر طعام که در سفره بود، بهترین قسمتهای آن را برداشته در آن ظرف می گذاشت، پس امر می فرمود که جهت مساکین توزیع شود، آن وقت تلاوت می کرد این آیه را : «فَلا اقتَحَمَ العَقَبَةَ» و می فرمود: اطعام کردن، راهی است برای ورود به بهشت.۲

مردی از خراسان خدمت امام(علیه السلام) مشرف شد و اظهار نیاز کرد که از مسافرت حج برگشته ام و هزینه ی سفرم را گم کرده ام و از دوستان شما می باشم و هر وقت به وطنم برسم، از طرف شما صدقه می دهم.

امام (علیه السلام) فرمود: بنشینید.
وقتی مجلس خلوت شد، امام (علیه السلام) به اندرون تشریف برد و پس از آن بیرون آمده و در را بست و از بالای در، دست مبارک را بیرون آورده خراسانی را صدا کرده و فرمود: بگیر این دویست اشرفی را و هزینه ی سفرت کن و از طرف من صدقه مده آن را، و بروید که من شما را نبینم، پس از محضر امام علیه السّلام بیرون آمد، سؤال شد که: عطای وافر نمودی، پس چرا صورت مبارک از او پوشانیدی؟

امام (علیه السلام) فرمود: از ترس آن که ببینم ذلّت سؤال را در روی او بخاطر روا کردن حاجتش، آیا نشنیدی که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: نیکی را مخفی کردن، معادل است با هفتاد حج.

زینب(س) دو بار به اسارت گرفته نخواهد شد!

حتماً دیده اید تصاویر نبش قبر حجر بن عدی از یاران پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع)  را که البته می گویند سالم توسط سلفی های آدم کش از قبر بیرون آورده شد ! و ای کاش این بدن سالم نشانه ای می شد برای تدبر آنها در گمراهیشان ! اکنون آنها جسارت را به آنجا رساندند که هدف بعدی خود را نبش قبر عمه سادات حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) دانستند .
و چقدر بدبخت و درمانده اند که با نبش قبر اجساد بی جان، اما پاک و مطهر عقده گشایی می کنند .
اما …
قتل عام واقعه عظیم کربلا انگار ادامه دارد …
و الآن  زمان آن فرا رسیده زمانی که با خود می گفتیم : حسین جان ! کاش ما بودیم و به یاری ات می شتافتیم . انگار واقعه کربلا آمده است تا ما را بیازماید. و به ما بگوید درست است شما نمی توانستید برگردید به گذشته، اما من آمدم تا شما را بیازمایم . دلمان کمی خوش بود به ارتش سوریه…  و البته امیدمان به  گردان حضرت ابوالفضل (ع) است.

همان گردان متشکل از شیعیان لبنانی و عراقی و سوری که آمدند برای حفاظت از حرم عمه سادات . گروهی که شعار “زینب دو بار به اسارت گرفته نخواهد شد” از جمله شعارهای آنان است .

اما ما را ببینید !
جوان شیعه ایرانی !
ما همچنان در اینجا نشسته ایم تا آخرش اسممان را چه بگذاریم ؟ توابین ؟ غافلین ؟ بی خیالین ؟
اینقدر زندگی دنیایی ما را سرگرم خود کرده است که یادمان رفته که نوامیس امام مظلوممان حسین (ع) محاصره شده اند .
و ما همچنان با تجمع ! محکومیت ! تعطیلی این حوزه و آن حوزه ! عزاهای عمومی!  نفرین و لعنت دل خوش کرده ایم !
بخوانید حرف یکی از اعضای وهابی گروه موسوم به ارتش آزاد سوریه (بعد از نبش قبر حجر بن عدی ) که در صفحه فیس بوک خود قرار داد:
«ببین فرزندان خمینی و ایرانی ها الآن چه حالی دارند وقتی می بینند که چه بلایی بر سر قبور روافض(شیعیان) آورده ایم اما نمی دانند که بزودی همین کار را با بقیه قبور آنان هم خواهیم کرد و بزودی سراغ قبر سیده زینب و رقیه هم می رویم و پیکر آنان را هم از خاک بیرون می کشیم و سرهای بت های آنان را خرد می کنیم و از بین می بریم.»

وااای بر ما  …
ما شیعه باشیم و سکوت کنیم ؟
این همه موشک و تانک و سلاح به چه درد ما می خورد ؟ جز همین مواقع ؟
آیا جز این است که به شرف و ناموس ما می خواهد حمله شود ؟
آیا این سلاح و موشک و هواپیماهای جدید را برای مرزهای جغرافیایی می خواهیم یا مرز ایمان و اعتقاد و شرف ؟
خون شما هم باید به جوش آمده باشد . پس فرمان بده به ما !
فرمان بده تا با چکمه های خود روی اجساد دشمنان تکفیری و سلفی، راه برویم و قدرت  اسلام واقعی را به آنان بچشانیم .
لشکر ایران و عراق و پاستان و لبنان را روانه کن . بگذار جنگ جهانی سوم شود !
آقا جان ما منتظریم … رمز یا زینب (س) را زمزمه کن …

سخن امام زمان(عج) درباره مدعیان ارتباط با ایشان

در کتاب احتجاج مرحوم طبرسی چنین آمده است:

زمانى كه زمان رحلت أبوالحسن علی بن محمد سمری (آخرین نایب خاص امام عصر(عج)) نزدیک شد از او پرسیدند: [نیابت را] به چه كسى وصیّت مى‏ كنى؟ او نوشته ای از امام عصر (عج) را که نزدش بود به جمع حاضر نشان داد. در آن نوشته شده بود:

 بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم؛ اى علىّ بن محمّد سمرىّ! خداوند اجر برادرانت را در عزاى تو عظیم گرداند كه تو ظرف شش روز آینده خواهى مُرد؛ پس خود را براى مرگ مهیّا كن و به احدى وصیّت مكن كه پس از وفات تو قائم مقام تو شود؛ زیرا غیبت تامّه واقع شده و ظهورى نیست مگر پس از اذن خداى تعالى و آن، پس از مدّتى طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم واقع خواهد شد.

و به زودى كسانى نزد شیعیان من آیند و ادّعاى مشاهده كنند، بدانید هر كه پیش از خروج سفیانى و صیحه آسمانى ادّعاى رۆیت و مشاهده كند دروغگوى مفترى است،

«وَ سَیَأْتِی إِلَى شِیعَتِی مَنْ یَدَّعِی الْمُشَاهَدَةَ أَلَا فَمَنِ ادَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیَانِیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَر و لا حول و لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العلیّ العظیم.»


«احتجاج طبرسی،جلد 2 صفحه 475»